کتاب «من حسین‌چی‌ام؛ زندگی، خاطرات و تجربیات مرحوم علی سلیمانی» با گردآوری و تدوین پژمان عرب توسط انتشارات راه‌یار منتشر و راهی بازار نشر شد.

من حسین‌چی‌ام؛ زندگی، خاطرات و تجربیات مرحوم علی سلیمانی پژمان عرب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مرحوم علی سلیمانی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، بر اثر ابتلا به کرونا، ۲۱خرداد امسال درگذشت. او متولد سال ۱۳۴۹ و دانش‌آموخته بازیگری از دانشگاه آزاد بود و در هر سه حوزه تئاتر، سینما و تلویزیون فعالیت می‌کرد. بازی در سریال‌هایی چون «وضعیت زرد»، «روزهای آبی»، «پایتخت ۴» و «وضعیت سفید» و فیلم‌هایی از جمله «سفر به چزابه»، «تنگه ابوقریب»، «یک وجب از آسمان»، «قارچ سمی» و... بخشی از کارنامه هنری مرحوم علی سلیمانی است.

پژمان عرب نگارنده این‌کتاب در بخشی از مقدمه‌اش درباره نگارش این کتاب این‌طور نوشته است:

این کتاب، گزیده‌ای است از بین صدها گفتگو و یادداشت‌های شفاهی مرحوم علی سلیمانی. قطعا هنوز هم مصاحبه‌ها و متن‌های بیشتری از او هست که امیدوارم با همراهی و همکاری بیشتر خانواده محترم و دوستانش، چاپ‌های بعدی کتاب غنی‌تر شود. امید دارم این تلاش اندک مورد قبول آن آقایی قرار بگیرد که سلیمانی عزیز با افتخار جلوی دوربین برایش اشک می‌ریخت و می‌گفت «من حسین‌چی‌ام».

این‌کتاب با ۲۱۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...