آئین رونمایی کتاب «رفیق بروجردی» خاطرات اکبر براتی نوشته مرتضی فتح الله زاده پیش از ظهر امروز یکشنبه ۸ مرداد با حضور راوی این کتاب و مجتبی شاکری نماینده سابق شورای شهر تهران در مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران برگزار شد.

رفیق بروجردی» خاطرات اکبر براتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اکبر براتی نامی آشنا در بین نسل مبارزان انقلابی دهه ۵۰ و نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی ایران در سال‌های بعد از انقلاب ۱۳۵۷ است.
براتی متولد ۱۳۳۵ در خیابان ایران است. وی پیش از انقلاب عضو گروه توحیدی صف بود، یکی از ۷ گروهی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند که چهره اصلی این گروه شهید محمد بروجردی بود. براتی از دوستان نزدیک شهید بروجردی به حساب می‌آید که در بخشی از کتاب به این موضوع پرداخته شده است.

وی در سال ۱۳۵۹ از سازمان مجاهدین کناره‌گیری کرد. او که پیش از انقلاب درس طلبگی می‌خواند، در روزهای اول پیروزی انقلاب به سپاه پیوست که از اعضای اولیه تشکیل دهنده این نهاد به حساب می‌آید. براتی در کنار شهید بروجردی و مصطفی تحیری وظیفه حفاظت از امام خمینی (ره) را از لحظه ورود به کشور در فرودگاه مهرآباد تا روزهای بعد از پیروزی انقلاب در مدرسه رفاه بر عهده داشت.

راوی کتاب «رفیق بروجردی» مربی آموزش نظامی بسیاری از نیروهای انقلاب و از مسئولان اطلاعات سپاه در دهه ۶۰ محسوب می‌شود. اولین مأموریت او در اطلاعات سپاه، قائم مقامی اطلاعات سپاه در غرب کشور بود. بعد از آن به بخش التقاط واحد اطلاعات سپاه آمد و به جنگل‌های شمال رفت تا با منافقینی که در عمق جنگل در حال اقدامات خرابکارانه بودند، برخورد کند.

براتی پس از پایان مسئولیتش در شمال، جزو مؤسسان قرارگاه رمضان قرار گرفت و بعد از آن مدتی به وزارت اطلاعات و وزارت کشور رفت. او از جمله مسئولان امنیتی است که تحلیل‌ها و خاطرات بسیار شنیدنی از دوران پر فراز و نشیب مسئولیت‌های پر شمار خود دارد.

در ابتدای این آئین رونمایی اکبر براتی گفت: امام حسین (ع) جان، خانواده و همراهانش را به کربلا آورد تا قطار جامعه اسلامی و بشریت به قهقرا نرود. حسین (ع) خون داد و با خونش به سوی ظهور پل زد. در این زمان و در حال حاضر برای نزدیک شدن به ظهور مدیر جوان متخصص حسینی و حرکت‌های حسینی می‌خواهیم. اگر چنین مدیرانی داشته باشیم جوان گرایی در مجلس، سیاست و قوه قضائیه معنا پیدا می‌کند. مدیر حسینی برای نظام، انقلاب و مردم جان می‌دهد. مدیر جوان حسینی جیبش چسب دارد و برای جناح و گروه کار نمی‌کند.

وی ادامه داد: در بررسی و آسیب شناسی اقتصادی تعارفات آماری داریم. با این همه زمینه اقتصادی مطلوب و پتانسیل خوب در حوزه اقتصاد وضعیت خوبی نداریم. دولت‌ها در گزارش‌ها و آمارهایشان می‌گویند وضعیت دارد درست می‌شود، پس چرا مردم راضی نیستند؟ خروجی درست این است که مردم از وضعیت راضی باشند. مشکل اجتماعی و اقتصاد اجتماعی که قرآنی آن قسط است حل نمی‌شود. قسط به معنی عدالت اجتماعی اقتصادی می‌باشد که اگر به آن پرداخته شود و مدیران به آن بپردازند مشکلات حل می‌شود.

براتی در ادامه این آئین گفت: تاریخ شفاهی استناداتی است که بعد از هر دهه نیاز می‌شود و افرادی که قصد دارند تحلیل کنند از آن استفاده می‌کنند. اگر این استنادات دقیق ثبت و ضبط شده باشد نیازها را برطرف می‌کند و باعث می‌شود گام بهتری در حوزه امنیت ملی، عقیدتی و سیاسی برداشته شود. تاریخ شفاهی در ایران دیر شروع شد و خیلی از آن استقبال نشد. رهبر معظم انقلاب به مسئولین مربوطه این حوزه تذکر دادند زیرا تاریخ شفاهی فواید و خواص طولانی مدت دارد و ابزاری در مقابل جریان‌هایی که می‌خواهند دروغ بگویند و تحریف کنند، می‌باشد و رهبر معظم انقلاب با نگاه به آینده به مسئولین این حوزه تذکر دادند.

وی در پاسخ به پرسش خبرنگار مهر که «در کتاب رفیق بروجردی خاطرات چه سال‌هایی آمده و آیا همه خاطرات در کتاب ذکر شده؟» گفت: بنده خاطرات قبل از انقلاب تا سال ۱۳۸۸ را بیان کردم اما در کتاب حاضر خاطرات ۱۳۶۵ تا ۱۳۸۸ نیامده است. یعنی بیش از ۲۰ سال از خاطرات من که راجع به مواضع و تحلیل عملکرد دولت‌ها بوده است در این کتاب حتی به صورت خلاصه شده هم نیامده است. من می دانم کجاها را باید مطرح کرد و کجاها را نباید مطرح کرد؛ قطعاً خاطراتی که بیان کردم قابل مطرح کردن بوده‌اند. وقتی وقت گذاشته و نیروی انسانی به کار گرفته شده است حیف است خاطرات بیش از ۲۰ سال حذف شود و در کتاب نیاید. شاید خاطرات در یک جلد نمی‌گنجیده و قرار است در جلد بعدی بیاید که مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران چنین قولی را نداده و قراردادی بابت جلد دوم منعقد نشده است شاید هم میز مسئولین از خاطرات من درد می‌گرفته که نیامده است. مسئولین روایت نرم و خوب انقلاب را دوست دارند کسی گرفتاری‌ها و حل مشکل را دوست ندارد و اهمیتی قائل نمی‌شود.

در ادامه مجتبی شاکری گفت: ما در عمق حادثه عاشورا هستیم. واقعه کربلا و عاشورا سال‌هاست روایت می‌شود و این نشان دهنده این است که روایت چه قدر مهم است. روایت هم برای زمان حادثه و هم بعد از آن مهم است. ما هنوز به مرحله تولید رمان فاخر انقلاب نرسیده‌ایم. روایت‌های تاریخی از صدر اسلام نقص دارند و ما با کمبود دیالوگ مواجه هستیم. در دفاع مقدس هم این نقص و کمبود دیالوگ به چشم می‌خورد. شهدای ما وصیت نامه نوشتند اما یادداشت روزانه ننوشتند؛ اگر می‌نویشتند امروز وضعیت مناسب‌تری در روایت داشتیم.

در پایان وی افزود: محمد بروجردی دعوت به خود نمی‌کرد. به خاطر همین هم بی نهایت شد. تمام پیامبران روی فطرت الهی انسان‌ها سرمایه گذاری می‌کردند ما هم سعی می‌کنیم روی فطرت کار کنیم مثل نامه‌ای که رهبر معظم انقلاب برای جوانان اروپایی نوشتند کار کردن روی فطرت بود.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...