«باستان‌شناسی عصر فلزات (‌مدنیت‌های اولیه افغانستان)» در 310 صفحه، از سوی انتشارات مؤسسه فرهنگی اکو به چاپ رسید.

باستان‌شناسی عصر فلزات (‌مدنیت‌های اولیه افغانستان)»، اثر دکتر محمدرسول باوری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در راستای معرفی میراث تاریخی، فرهنگی و هنری کشورهای عضو، اقدام به چاپ کتاب «باستان‌شناسی عصر فلزات (‌مدنیت‌های اولیه افغانستان)»، اثر دکتر محمدرسول باوری، استاد باستان‌شناسی دانشگاه کابل و معاون اسبق فرهنگ و هنر وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان کرده است.

«باستان‌شناسی عصر فلزات (‌مدنیت‌های اولیه افغانستان)» پس از مقدمه آقای سرور بختی، رئیس مؤسسه فرهنگی اکو، طی هشت فصل، بخش‌هایی از دوره‌های تاریخی افغانستان را تبیین و اطلاعات جدیدی در اختیار باستان‌شناسان و محققان قرار داده است.

کتاب مذکور ازحیث ارائه معلومات ارزشمند درخصوص اقدامات و کشفیات جدید در عرصه باستان‌شناسی کشور افغانستان و پرداختن به ‌مدنیت‌های اولیه افغانستان و ذکر مثال‌هایی از امتزاج فرهنگی در سرزمین‌های تاریخی منطقه و همچنین معرفی و ارائه مباحث باستان‌شناسی مناطقی از افغانستان که تاکنون تحقیقی روی آن‌‌ها انجام نشده و متکی بر یافته‌ها و جستجوهای نویسنده است، حائز اهمیت است.

................ هر روز با کتاب ...............

برای کمک به زن‌برادرش، که درگیر عسرت بزرگی شده است، دختر برادرش، فانی پرایس را نزد خود می‌آورد... غم و رنج فانی به علت جداشدن از خانواده خیلی زود، بر اثر محبتی که دومین پسرعمویش ادموند به او ابراز می‌کند، تخفیف می‌یابد... ماری، اگرچه نامزد دارد، به دعوت‌های هنری پاسخ می‌دهد... با راشوورث ازدواج می‌کند... فانی، با توجه به مخالفت کامل عمو، به او جواب رد می‌دهد... ماری با هنری فرار می‌کند و جولی همراه بیتس خانه را ترک می‌کند ...
هر کاری می‌کنی، از فلسفه نمیر!... این نامه را برای شاعران، نویسندگان، روانشناسان، فیلسوفان، ورزشکاران، قدیسان... و حتی یک محکوم به حبس ابد فرستاد و پرسید: «به من بگویید زندگی برای شما چه معنایی دارد، چه چیزی باعث می‌شود ناامید نشوید و همچنان ادامه دهید؟ دین -اگر هست - چه کمکی به شما می‌کند؟ سرچشمه‌های الهام و انرژی شما چیست؟ هدف یا انگیزه کار و تلاش‌تان چیست؟... ممکن بود خودش را بکشد، اگر آن‌ همه کار سرش نریخته بود ...
انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...