ویراست جدید کتاب «نبرد من» [Mein Kamph] اثر آدولف هیتلر در انتشارات نگاه با ترجمه فرشته اکبرپور دوباره منتشر شد.

نبرد من» [Mein Kamph] هیتلر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، این اثر تنها کتابی است که انتشار آن در آلمان ممنوع است. نویسنده در این اثر دیدگاه هایش را تشریح کرده است. دیدگاه‌هایی که مبنای تشکیل حزب ناسیونالیسم یا همان نازی شد و جهان را درگیر جنگ جهانی کرد.

کتاب مانیفیست اندیشه‌های تمامیت خواهانه هیتلر را بیان می‌کند. قسمت نخست کتاب زمانی به رشته تحریر درآمد که هیتلر در دژی نظامی در اواریا زندگی می‌کرد. این اثر به بیان رویداد‌هایی می‌پردازد که باعث زندانی شدن نویسنده شد. در همان زمان نویسنده زیر بار فشار‌های عاطفی ناشی از وقایع روزگارش بود. آن زمان، دوره‌ى خوارى و تحقیر آلمان تا حدودى ادامه‌ رویدادهایى بود که کم و بیش در یک قرن گذشته رخ داده بود؛ این دوره از هنگامى آغاز مى‌شود که ناپلئون امپراتورى کهن آلمان را تکه‌پاره کرد و سربازان فرانسوى تقریبا سراسر آلمان را به اشغال درآوردند.

[این کتاب تاکنون بیش از 35بار ترجمه و توسط ناشران مختلف در ابعاد و صفحات متفاوت منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌مهری و خیانت مادر به پدر، خانواده را دچار تشنج می‌کند. موجب می‌شود آلیسا نفرت عمیقی از عشق زمینی پیدا کند. آلیسا برای رفع این عقده به عشق آسمانی پناه می‌برد و نافرجامی برای خود و ژروم و ژولیت به بار می‌آورد... بکوشید از در تنگ داخل شوید. دری که به تباهی منتهی می‌شود، فراخ و راه آن گسترده است زیرا دری که به حیات منتهی می‌شود، تنگ است. برای ژروم این در همان در اتاق آلیسا است ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...