ویراست جدید کتاب «نبرد من» [Mein Kamph] اثر آدولف هیتلر در انتشارات نگاه با ترجمه فرشته اکبرپور دوباره منتشر شد.

نبرد من» [Mein Kamph] هیتلر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، این اثر تنها کتابی است که انتشار آن در آلمان ممنوع است. نویسنده در این اثر دیدگاه هایش را تشریح کرده است. دیدگاه‌هایی که مبنای تشکیل حزب ناسیونالیسم یا همان نازی شد و جهان را درگیر جنگ جهانی کرد.

کتاب مانیفیست اندیشه‌های تمامیت خواهانه هیتلر را بیان می‌کند. قسمت نخست کتاب زمانی به رشته تحریر درآمد که هیتلر در دژی نظامی در اواریا زندگی می‌کرد. این اثر به بیان رویداد‌هایی می‌پردازد که باعث زندانی شدن نویسنده شد. در همان زمان نویسنده زیر بار فشار‌های عاطفی ناشی از وقایع روزگارش بود. آن زمان، دوره‌ى خوارى و تحقیر آلمان تا حدودى ادامه‌ رویدادهایى بود که کم و بیش در یک قرن گذشته رخ داده بود؛ این دوره از هنگامى آغاز مى‌شود که ناپلئون امپراتورى کهن آلمان را تکه‌پاره کرد و سربازان فرانسوى تقریبا سراسر آلمان را به اشغال درآوردند.

[این کتاب تاکنون بیش از 35بار ترجمه و توسط ناشران مختلف در ابعاد و صفحات متفاوت منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...