کتاب آشپزی مرلین مونرو بازیگر آمریکایی سال‌های گذشته هالیوود در حراجی به فروش گذاشته است.

75هزار دلار برای کتاب آشپزی مرلین مونرو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب آشپزی مرلین مونرو بازیگر آمریکایی سال‌های گذشته هالیوود در حراجی به فروش گذاشته است و کارشناسان تخمین می‌زنند تا 75هزار دلار می‌تواند فروخته شود. در این کتاب بازیگر مشهور آمریکایی درباره زندگی شخصی و رژیم غذایی‌اش نوشته است.

مرلین مونرو که در سال 1962 از دنیا رفت به بازی در شخصیت‌های کمدی موسوم به بلوند احمق معروف بود و تقریباً به نمادی از جذابیت در رسانه‌های آمریکا تبدیل شده بود. مونرو هنوز هم بعد از مرگش نماد اصلی فرهنگ عامه است. در سال ۱۹۹۹، انستیتوی فیلم آمریکایی مونرو را در رتبهٔ ششم فهرست بزرگترین افسانه‌های نمایش‌گر زن در دوران طلایی هالیوود قرار داد.

کتاب آشپزی مونرو با عنوان «لذت جدید آشپزی» اولین بار در سال‌های دهه پنجاه میلادی منتشر شد و حالا معدود نسخه‌هایی از آن مانده است که یکی از آنها به حراج گذاشته شده است. بازیگر آمریکایی در این کتاب دست‌نوشته‌هایی درباره هنر آشپزی نوشته است که گفته می‌شود در نوع خود جالب توجه باشد.

قرار است این کتاب در حراجی سیگل در شهر نیویورک به تاریخ 22 ژوئن به حراج گذاشته شود و کارشناسان تخمین می‌زنند با قیمت 50 تا 75هزار دلار فروش خواهد رفت.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...