چاپ سوم کتاب «فلسفه قاره‌ای و معنای زندگی»[The death of God and the meaning of life] اثر جولیان یانگ [Julian Young] و ترجمه بهنام خداپناه توسط نشر حکمت منتشر شد. دیدگاه‌های فیلسوفان قاره‌ای در بحث معنای زندگی موضوع این کتاب است.

فلسفه قاره‌ای و معنای زندگی[The death of God and the meaning of life]  جولیان یانگ [Julian Young

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات حکمت چاپ سوم کتاب «فلسفه قاره‌ای و معنای زندگی» اثر جولیان یانگ و ترجمه بهنام خداپناه را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۴۶۸ صفحه و بهای ۹۵ هزار تومان منتشر کرد. نخستین چاپ این کتاب سال ۹۶ با شمارگان ۷۰۰ نسخه و بهای ۴۵ هزار تومان منتشر شد و دومین چاپ آن نیز سال ۱۳۹۷ با شمارگان ۴۰۰ نسخه در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این اثر درآمدی بسیار سودمند برای آشنایی با برخی درون مایه‌های کلیدی فلسفه قاره‌ای است.

کتاب در دو بخش تحت عنوان فلسفه قاره‌ای محافظه‌کار و فلسفه قاره‌ای رادیکال و ذیل ۱۸ قسمت که هر قسمت نیز عنوان فیلسوفی را در پیشانی خود دارد به عمده‌ترین مباحث مطرح شده در بحث از معنای زندگی می‌پردازد.

در بخش اول (یعنی فلسفه قاره‌ای محافظه کار) موضوعات زیر بررسی می‌شود: افلاطون، کانت و مسیحیت، کی‌یرکگارد، شوپنهاور، فروید، نیچه نخستین، هگل و مارکس که هر کدام به ریزموضوعات دیگری تقسیم می‌شود. در واقع این بخش مروری تاریخی بر آرای فیلسوفان از افلاطون تا مارکس است که معنای زندگی را یا در نوعی جهان دیگر یا در آرای آینده این جهان می‌جستند. در فصل نخست کتاب که درباره افلاطون است، ایده جهان حقیقی را از زمان ورود آن به فلسفه در دیالوگ‌های افلاطون تا زمان اوج این افکار، یعنی فرض قلمرو جهان تاریخی در شکل مسیحیت قرون وسطایی مطرح شده است.

در بخش دوم هم مباحثی مانند نیچه واپسین، نیچه منتشره پس از مرگ، هایدگر نخستین، سارتر، کامو، فوکو، دریدا، هایدگر واپسین مورد تحلیل و تبیین نویسنده قرار گرفته است که البته هر کدام به ریزموضوعات دیگری تقسیم می‌شود. در واقع نویسنده در ابن بخش به ارزیابی این مطلب می‌پردازد که زمانی ساختارهای سنتی فرسودن آغاز کردند و خطر پوچ گرایی و بی معنایی زندگی سر برآورد چه رخ داد. جولیان یانگ در بخش‌های مربوط به نیچه؛ هایدگر، سارتر، کامو، فوکو و دریدا به این مطلب نگاهی می‌اندازد.

در پیشگفتار به قلم مترجم این اثر آمده است: «کتاب فلسفه قاره‌ای و معنای زندگی آن چنان که از عنوانش پیداست به بررسی مسأله معنای زندگی نزد فیلسوفان موسوم به قاره‌ای می‌پردازد. آنچه باعث تمایز و برجسته شدن این اثر می‌شود رهیافت توصیفی انتقادی نویسنده نسبت به هر یک از فیلسوفان مورد بحث است، که در ضمن توصیف فلسفه و نظر هر یک از آنان درباره مسأله معنای زندگی آراء هر یک از آنان مورد نقد و وارسی قرار می گیرد.

کتاب علاوه بر اینکه منبعی مفید برای بررسی معنای زندگی به شمار می‌رود، منبعی مفید برای بررسی آراء فلسفی این دسته از فیلسوفان (در شکل کلی آن) نیز محسوب می‌شود. هیچیک از فیلسوفان مطرح شده در این کتاب (مگر هایدگر واپسین) از تیغ انتقادات نویسنده در امان نیستند و نظر آنها به شکلی تحلیلی مورد بررسی و انتقاد قرار می‌گیرد.

بر خواننده فرهیخته پوشیده نیست که برخی از نظرات نویسنده در این کتاب همچون آنچه در باب تأیید نظریه فروید درباره گناه آمده است، در معرض نقد است و طبیعتاً برخی از نظریه‌ها و استدلال‌های کتاب ممکن است تقریرهای دیگر و بهتری داشته باشند که در اینجا به آن اشاره نشده است و چه بسا پاسخ‌ها و انتقادات اهل علم درباره مباحث این کتاب ابواب جدیدی را در این مسائل بگشاید و غنای مباحث دینی و فلسفی را فزونی بخشد.»

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...