کتاب ماه فلسفه ماهنامه تخصصی در حوزه اطلاع‌رسانی، بررسی و نقد آثار فلسفی است که با هدف رونق بازار نقد، بالا بردن سطح کیفی کتاب‌های فلسفی، پیش‌برد فرهنگ کتاب‌خوانی و ایجاد پیوند خلاق میان ناشران و پدیدآورندگان حوزه فلسفه منتشر می‌شود.

هفتمین کتاب ماه فلسفه اختصاص به ابن‌عربی داشته و به تحلیل وضعیت نشر آثار فلسفی پرداخته‌است.
 
این ماهنامه در 6 قسمت با عناوینی چون؛ نقد،
ابن عربی به روایت محمدعلی موحد، محمد خواجوی و آثار ابن‌عربی، جستار، ابن‌عربی پژوهی در غرب و کتاب‌شناسی ابن‌عربی تهیه و تدوین شده‌است.

از موضوعات این شماره از کتاب ماه فلسفه می‌توان نقد دو ترجمه از یک کتاب، اعتراف به بزرگی اعتراض به تقدس، در حسن‌کار موحد و نقد ابن‌عربی، مقدمه‌ای بر فتوحات مکیّه و متدولوژی عرفانی با ابزار عقلانی را نام برد.

مهدی صدفی، نصرالله حکمت، نصرالله پورجوادی، مصطفی ملکیان، محمدجواد ادبی، زاهد ویسی و علی اوجبی از پدیدآورندگان این شماره‌اند.

به گزارش ایبنا، هفتمین شماره از کتاب ماه فلسفه را وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همراه با لوح فشرده فهرست کتاب‌های منتشر شده سال 1386 در 118 صفحه و بهای 10000 ریال به بازار کتاب عرضه کرده‌ است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...