چگونه پرسش کنیم | عصر ایران
 

کیفیت زندگی ما بسته به کیفیت تفکر ماست. کیفیت تفکر ما نیز به نوبه‌ی خود بسته به کیفیت پرسش‌هایی است که می‌کنیم، زیرا این پرسش‌ها در حکم نیروی محرکه‌ی تفکر هستند. بدون پرسشْ چیزی نداریم که به آن فکر کنیم. این پرسش‌ها هستند که تعیین می‌کنند چه کار باید کرد، مشکل را بیان می‌کنند، و نشان می‌دهند مسئله چیست.

آشنایی با هنر پرسشگری، براساس مفاهیم تفکر انتقادی و اصول سقراطی» [The miniature guide to the art of asking essential questions]

لیندا الدر و ریچارد پل [Linda Elder & Richard Paul] در کتاب «آشنایی با هنر پرسشگری، براساس مفاهیم تفکر انتقادی و اصول سقراطی» [The miniature guide to the art of asking essential questions] درصدد برمی‌آیند تا مسیر صحیح پرسشگری را بیان و خواننده کتاب را تا سرمنزل رسیدن به پاسخ درست همراهی کنند.

در نخستین بخش کتاب «پرسش‌های تحلیلی» آمده است که پرسش‌های تحلیلی بنیادین لازمه‌ی تعالی تفکر است. وقتی تحلیل می‌ کنیم، یک کل را به اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن تقسیم می‌ کنیم. این کار را بدین سبب انجام می‌ دهیم که مشکلات یک «کل» اغلب تابعی است از مشکل یک یا چند جزءِ آن. موفقیت در تفکر در درجه‌ی اول بسته به توانایی ماست در تشخیص عناصر تشکیل‌دهنده یا مؤلفه‌های تفکر، به کمک پرسش‌های بنیادین در مورد این مؤلفه‌ها. در این بخش درباره نحوه پرسشگری در مورد ساختار تفکر؛ مطلق‌گرایی جزمی و نسبی‌گرایی ذهنی؛ مفاهیم؛ داده‌ها، اطلاعات و تجربیات؛ و تصمیم‌گیری و مشکل‌گشایی خواهیم خواند.

در دومین بخش کتاب «پرسش‌های ارزیابی» پرسش‌هایی برای تعیین ارزش، اعتبار یا کیفیت کسی یا چیزی تعریف شده است: سنجش عملاً جزء لاینفک زندگی بشر است که البته ممکن است درست صورت بگیرد یا نادرست. توانایی ما برای ارزیابی کارامد وضعیت و اینکه در چنین شرایطی چه باید کرد، نسبت مستقیم دارد با کیفیت پرسش‌هایی که در آن شرایط می‌کنیم. پرسش‌های ضروری برای سنجش عبارتند از: چه چیزی را دارم می‌سنجم و چرا؛ می‌خواهم دقیقاً به چه پرسشی پاسخ دهم؛ برای این سنجش به چه اطلاعاتی نیاز دارم؛ در فرایند سنجش از چه معیارها و ملاک‌هایی استفاده خواهم کرد؛ آیا شیوه‌ی سنجش من ممکن است استلزامات منفی‌ داشته باشد؛ و آیا برنامه‌ی من برای ارزیابی منطقی، واقع‌گرایانه و کاربردی است.
سومین بخش به «پرسشگری در رشته‌های درسی» اختصاص يافته است: خوب آموختن هر موضوع یعنی کاوشِ منطق آن با پرسشگری. ولی بیش‌تر دانش‌آموزان، به امید اینکه معلم نام آن‌ها را صدا نزند، منفعلانه سر کلاس می‌نشینند و پرسشی نمی‌کنند. وقتی هم پرسشی می‌کنند معمولاً پرسش‌هایشان سطحی است، مثلاً: آیا این در امتحان می‌آید؟ آیا باید این را بدانیم؟ آیا واقعاً باید این مقاله ده صفحه باشد؟ ولی دانش‌آموزی که یادگیری را جدی بگیرد همواره سؤال‌های مهم می‌کند. در این بخش به پرسش‌هایی خواهیم پرداخت که اثربخشی یادگیری را افزایش می‌دهند و به آن عمق می‌بخشند. درک منطق بنیادین هر رشته یعنی فهمیدن هشت مؤلفه‌ی تفکر که مبنای آن را تشکیل می‌دهند.

در این بخش توصیه می‌شود، برای دست یافتن به این منطق در مورد هر رشته یا درسی که انتخاب می‌کنید در پی پاسخ این پرسش‌ها باشید: اهداف این رشته یا درس چیست؛ چه پرسش‌ها و مسئله‌هایی در کنه آن قرار دارند؛ بر کدام مفاهیم بنا شده است؛ کدام اطلاعات اساسی هستند؛ برای استدلال در این زمینه به چه دیدگاه(ها) و چهارچوب(های) سنجش نیاز خواهم داشت؛ این رشته یا درس با چه مفروضاتی تعریف می‌شود؛ برای آموختن نحوه‌ی استدلال در این رشته چه استنتاج‌هایی لازم است؛ و استدلال صحیح در این رشته چه ثمره‌ای (پیامدهایی) دارد؟
در بخش چهارم «پرسشگری به‌منظور خودشناسی و تهذیب نفس» آمده است: پرسش‌های برون‌گرا پرسش‌هایی هستند که ما درباره‌ی هر چیز غیر از زندگی درونی خود طرح می‌کنیم. چنین پرسش‌های مهمی سبب می‌شود جهان را بهتر درک کنیم. اما پرسش‌های درون‌گرا پرسش‌هایی هستند که ما برای درک خود آن‌ها را پیش می‌کشیم. پرسش‌هایی که ما از خود می‌کنیم عامل بسیار مهمی برای رشد ماست. اگر هیچ‌وقت از خود چیزی نپرسیم، به‌غلط خود را لغزش‌ناپذیر خواهیم پنداشت در حالی که خطا و لغزش از ویژگی‌های اصلی انسان است. در این بخش به پرسش‌هایی می‌پردازیم که می‌توانیم برای پرورش خود در مقام متفکر، در مقام کسانی که آموخته‌اند بر ذهن خود مسلط باشند، از خود بکنیم. به این ترتیب ما با پاسخ به پرسش‌هایی که در کتاب آمده است به نوعی از میزان تواضع فکری، شهامت فکری، همدلی فکری، استقلال فکری، صداقت فکری، پشتکار ذهنی و اعتماد به عقل خودمان باخبر خواهیم شد.

برای نمونه «صداقت فکری» در این بخش یعنی اینکه همان انتظارات فکری را از خود داشته باشیم که از دیگران داریم (نداشتن معیارهای دوگانه). پرسش‌هایی که به پرورش درستی فکری کمک می‌کنند عبارتند از:
الف. آیا مطابق آنچه به آن معتقد هستم رفتار می‌کنم یا اینکه حرف و عملم با هم فرق می‌کند؟
ب. چقدر انتظارم از دیگران با انتظارم از خود یکی است؟
ج. چقدر تناقض و بی‌ثباتی در زندگی من وجود دارد؟
د. چقدر در زندگی‌ام تلاش می‌کنم خودفریبی را بشناسم و از بین ببرم؟

در نتیجه‌گیری کتاب به مبحث «پرسشگری نظام‌مند و سقراطی» پرداخته شده است: وقتی اختیار تفکر خود را به دست می‌گیریم، به‌واسطه‌ی پرسش‌هایمان چنین می‌کنیم. از پرسش‌های نامنظم، نامرتبط و تصادفی فراتر می‌رویم. از پرسشگری صرف به سوی پرسشگری نظام‌مند، جامع و واجد وسعت‌نظر می‌رویم. این نوع پرسشگری را گاهی «پرسشگری سقراطی» می‌نامند. پرسشگر سقراطی عمیقاً در تفکر کاوش می‌کند. بنابراین، آنچه تعبیر «سقراطی» به پرسشگری متعارف می‌افزاید نظم، عمق و اشتیاق به ارزیابی صحت یا امکان‌پذیری مقوله‌های مختلف است.

در این بخش یکی از اهداف اصلی پرورش متفکر وارد کردن عاملی نظام‌مند و «اجرایی» در نحوه‌ی تفکر بیان شده است: نوعی صدای درونی قدرتمند تعقل که تفکر، احساسات و اعمال فرد را ـ در جهتی معقول‌تر ـ پایش، تحلیل و اصلاح کند. پرسشگری سقراطی این صدای درونی را ایجاد می‌کند. و اما چهار روش برای برای طرح پرسش‌هایی که منجر به تفکر نظام‌مند می‌شود:

الف. از دانش‌تان درمورد مؤلفه‌های تفکر و نظام منطق‌ها استفاده کنید: برای تمرکز بر پرسش‌های مبتنی بر مؤلفه‌های تفکر: هدف، مفروضات، استلزامات، پرسش مطرح، اطلاعات و دیدگاه.
ب. از دانش‌تان درمورد نظام‌ها استفاده کنید برای تمرکز بر سه نوع پرسش: پرسش‌هایی با یک پاسخ درست‌، پرسش‌هایی که به سلائق فردی مربوط می‌شود و پرسش‌هایی که مستلزم قضاوت مستدل است.
ج. از دانش‌تان درمورد معیارها استفاده کنید برای تمرکز بر پرسش‌های مبتنی بر معیارها: وضوح، مربوط بودن، منطقی بودن، درستی، عمق، انصاف، دقت ووسعت نظر.
د. از دانش‌تان درمورد رشته‌ها و حوزه‌ها استفاده کنید برای تمرکز بر پرسش‌های مختص به یک رشته یا حوزه‌: پرسش‌های علمی، پرسش‌های تاریخی، پرسش‌های ادبی و مانند اینها.

کتاب «آشنایی با هنر پرسشگری، براساس مفاهیم تفکر انتقادی و اصول سقراطی» با ترجمه علی صاحب‌الزمانی در ۱۱۲ صفحه توسط انتشارات اختران رهسپار بازار کتاب شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ................

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...