کتاب «رفاقت در رسانه‌های اجتماعی» [Friendship and social media: a philosophical exploration] نوشته دایان جسک [Diane Jeske] با ترجمه مهدی فروتن توسط نشر خزه منتشر شد.

رفاقت در رسانه‌های اجتماعی» [Friendship and social media: a philosophical exploration] دایان جسک [Diane Jeske]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دایان جسک استاد فلسفه در دانشگاه آیوای ایالات متحده، با کتاب «رفاقت در رسانه‌های اجتماعی» پا به عرصه‌ای می‌گذارد که بخشی جدایی‌ناپذیر و ضروری از زندگی امروز ما شده. یعنی رسانه‌های اجتماعی. او این پدیده نوظهور را از منظر دوستی و رفاقت بررسی می‌کند و پرسش‌هایی را مطرح می‌سازد که دغدغه‌ی خیلی از ماست: آیا تعامل در رسانه‌های اجتماعی بر توانایی ما در حفظ دوستی‌های واقعی نقش دارد؟ آیا این تعاملات نقش دوستی را در ارزشمند کردن زندگی ما کمرنگ کرده‌اند؟

جسک همچنین با دقت و وضوحی فلسفی به این مباحث و مسائل ضروری می‌پردازد: روش‌هایی که شخصیت‌های رسانه‌های اجتماعی خود را می‌سازیم، نقش جسم و بدن در شکل‌گیری و تداوم دوستی، شیوه‌هایی که در آن رسانه‌های اجتماعی بر ترس ما از کنار گذاشته شدن می‌افزایند، تأثیر حسادتِ مبتنی بر مقایسه بر روابط دوستانه ما، نقش فضای مجازی در کمرنگ یا پررنگ کردن تنهایی و...

این کتاب که به سبکی روشن و جذاب نوشته شده، برای تعیین چگونگی استفاده مسئولانه از این رسانه‌ها در زندگی، یک اثر کاربردی و سودمند است.

«رفاقت در رسانه‌های اجتماعی» در ۱۴۴ صفحه با قیمت ۱۰۰ هزار تومان توسط نشر خزه منتشر و روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...