کتاب «رفاقت در رسانه‌های اجتماعی» [Friendship and social media: a philosophical exploration] نوشته دایان جسک [Diane Jeske] با ترجمه مهدی فروتن توسط نشر خزه منتشر شد.

رفاقت در رسانه‌های اجتماعی» [Friendship and social media: a philosophical exploration] دایان جسک [Diane Jeske]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دایان جسک استاد فلسفه در دانشگاه آیوای ایالات متحده، با کتاب «رفاقت در رسانه‌های اجتماعی» پا به عرصه‌ای می‌گذارد که بخشی جدایی‌ناپذیر و ضروری از زندگی امروز ما شده. یعنی رسانه‌های اجتماعی. او این پدیده نوظهور را از منظر دوستی و رفاقت بررسی می‌کند و پرسش‌هایی را مطرح می‌سازد که دغدغه‌ی خیلی از ماست: آیا تعامل در رسانه‌های اجتماعی بر توانایی ما در حفظ دوستی‌های واقعی نقش دارد؟ آیا این تعاملات نقش دوستی را در ارزشمند کردن زندگی ما کمرنگ کرده‌اند؟

جسک همچنین با دقت و وضوحی فلسفی به این مباحث و مسائل ضروری می‌پردازد: روش‌هایی که شخصیت‌های رسانه‌های اجتماعی خود را می‌سازیم، نقش جسم و بدن در شکل‌گیری و تداوم دوستی، شیوه‌هایی که در آن رسانه‌های اجتماعی بر ترس ما از کنار گذاشته شدن می‌افزایند، تأثیر حسادتِ مبتنی بر مقایسه بر روابط دوستانه ما، نقش فضای مجازی در کمرنگ یا پررنگ کردن تنهایی و...

این کتاب که به سبکی روشن و جذاب نوشته شده، برای تعیین چگونگی استفاده مسئولانه از این رسانه‌ها در زندگی، یک اثر کاربردی و سودمند است.

«رفاقت در رسانه‌های اجتماعی» در ۱۴۴ صفحه با قیمت ۱۰۰ هزار تومان توسط نشر خزه منتشر و روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...