«زنان کتابخوان خطرناکند» [Women who read are dangerous] نوشته اشتفان بولمان [Stefan Bollmann] با ترجمه‌ی فاطمه ترابی منتشر شد.

زنان کتابخوان خطرناکند» [Women who read are dangerous]  اشتفان بولمان [Stefan Bollmann]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «زنان کتابخوان خطرناکند» با پیشگفتاری از کارن‌جوی فاولر توسط نشر ثالث منتشر شد.

اشتفان بولمان نویسنده آلمانی متولد سال 1958 است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

تاریخ زنان اهل مطالعه تاریخی پیچیده است. کتاب خواندنشان تا وقتی که نشانه‌ی تقوا و عفت باشد عموماً پذیرفته است و قدیسان، حتی قدیسان زن، با متن و نوشته به آشتی رسیده‌اند. مانده‌ایم ما غیر قدیسان، که سالیانِ سال مایه‌ی نگرانی بوده‌ایم. امروز در دورانی زندگی می‌کنیم که سرانجام پس از قرن‌ها پیروزی حاصل شده است.
کتابی که در دست دارید، آینده‌ای بهتر را نوید می‌دهد، و به یادمان می‌آورد که مدتی مدید چشم به راه این پیروزی بوده‌ایم، پیروزی به دست آمده با چنگ و دندان.

«زنان کتابخوان خطرناکند» نوشته «اشتفان بولمان» در 160 صفحه خشتی و با جلد گالینگور به قیمت 88 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه. پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟ پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...