کتاب «تاریخ چیست؟» شامل مجموعه‌مقالات، مصاحبه‌ها و یادداشت‌های همایون کاتوزیان توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

تاریخ چیست؟ شامل مجموعه‌مقالات، مصاحبه‌ها و یادداشت‌های محمدعلی همایون کاتوزیان

به گزارش خبرنگار مهر، محمدعلی همایون کاتوزیان پژوهشگر حوزه‌های علوم سیاسی، اقتصاد و نقد ادبی؛ متولد سال ۱۳۲۱ در تهران است که تالیفات زیادی به زبان‌های فارسی و انگلیسی دارد. «هشت مقاله در تاریخ و ادب معاصر»، «نامه‌های خلیل ملکی»، «خلیل ملکی؛ سیمای انسانی سوسیالیسم ایرانی» «سعدی، شاعر عشق و زندگی»، «عاشقی‌های سعدی»، «دولت و جامعه در ایران، سقوط قاجار و استقرار پهلوی»، «نه مقاله در جامعه‌شناسی تاریخی ایران»، «برخورد عقاید و آرای ملکی»، «چهارده مقاله در ادبیات، اجتماع، فلسفه و اقتصاد»، «ایدئولوژی و روش در اقتصاد»، «نقدی بر بوف کور هدایت»، «مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران»، «صادق هدایت و مرگ نویسنده»، «صادق هدایت از افسانه تا واقعیت»، «استبداد، دموکراسی و نهضت ملی»، «اقتصاد سیاسی ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی»، «ایرانیان» و «خشت خام» عناوین برخی تالیفات و اشعار کاتوزیان هستند که در قالب تالیف یا ترجمه مترجمان مختلف از آثار او توسط همین ناشر چاپ شده‌اند.

مولف کتاب «تاریخ چیست؟» می‌گوید مقالات مندرج در این‌کتاب طی چند سال اخیر گردآوری شده‌اند و شامل بسیاری از وجوه تاریخ مدرن ایران هستند و علائق او را در علم و هنر را می‌پوشانند. کاتوزیان می‌گوید مطالب این‌کتاب به تشویق روزنامه‌نگاران و خوانندگان نوشته شده‌اند.

کتاب پیش رو ۴ بخش اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از «مباحث نظری»، «تاریخ معاصر»، «ادبیات» و «خاطرات شخصی».

در بخش اول کتاب، ۴ مطلب و گفتگو مندرج است که به این‌ترتیب‌اند: «تاریخ چیست؟»، «اهمیت تاریخ اقتصادی و ویژگی‌های بنیادی تاریخ اقتصادی ایران»، «غرب‌زدگی: مجاهدت‌ها و مصائب آن» و «درباره "جامعه کوتاه‌مدت"».

۱۴ مقاله و مطلب از مطالب کتاب هم در بخش دوم «تاریخ معاصر» آمده‌اند که به این‌ترتیب‌ هستند: «شباهت‌ها و تفاوت‌های دو انقلاب»، «مشروطه و هرج‌ومرج»، «مشروطه؛ انقلابی برای قانون»، «تحول مجلس شورای ملی»، «ملی‌شدن صنعت نفت در یک‌نگاه»، «مصدق، ناسیونالیسم و سوسیالیسم»، «امینی، شاه و جبهه ملی»، «روایت سنجابی، ملکی و صدیقی از مخالفت با رفراندومِ مصدق»، «خلیل ملکی و تئوری توطئه اصلاحات»، «برای ملکی سوسیالیسم بدون دموکراسی معنا نداشت»، «انشعاب‌های دهه ۲۰ و دهه ۴۰ در حزب توده»، «حکایت همچنان باقی است»، «انور خامه‌ای»، «سیدضیا و انگلیس‌ها» و «نهم اسفند، از نگاهی دیگر».

فصل بیستم تا بیست‌وششم کتاب هم در بخش سوم «ادبیات» قرار دارند. این‌مطالب هم به این‌ترتیب‌اند: «کلامی چند در اندیشه و ادب سعدی»، «ادبیات و سیاست در ایران ۱۳۰۴_۱۲۹۹»، «شعرِ انقلابِ مشروطه»، «داستان‌نویسی جمال‌زاده»، «پیشینه‌های بوف کور»، «درباره صادق هدایت» و «تاریخ بود».

«بورس تحصیلی»، «با یاد دوست عزیز فقیدم حبیب لاجوردی» و «پرینستون و تجربه یازده سپتامبر» هم ۳ مطلبی هستند که در بخش «خاطرات شخصی» این‌کتاب آمده‌اند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

معنای واقعی حزب توده به این دلیل بود که الگوی خود را از احزاب کمونیست گرفته بود و به ایدئولوژی مارکسیسم_لنینیسم و برادر بزرگ شوروی ایمان کورکورانه داشت. همان‌طور که گفتم انشعاب اول نتوانست بلافاصله ضربه بزرگی به حزب توده بزند. البته مآلا نهضت سوسیالیستی به رهبری ملکی، حزب توده را با دادن آلترناتیو و انتقاد از پیروی بی‌چون‌وچرا از شوروی و انتقاد از سیستم شوروی، نسبتا تضعیف کرد. در مورد انشعاب دوم، آن‌ها به زودی به سه دسته تقسیم شدند. دسته اول همان «سازمان انقلابی» بود، دسته دوم «کادرها» نامیده شد و دسته سوم به «توفانی‌ها» شهرت یافتند. شاید باز هم انشعاباتی بین‌شان شد، ولی من اطلاع ندارم، اما به‌طور کلی برخلاف انشعاب اول، این انشعاب ضربه بزرگ‌تری به پیکر حزب توده زد.

این‌کتاب با ۳۲۸ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۵۳ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...