ساروخانی گفت: ما امروزه حتی در خانواده‌هایمان هم گفت‌وگو نداریم چه برسد به جامعه و بهتر است از تفکیک پلکانی اقناع در گفت‌وگوهایمان استفاده کنیم.

روان‌شناسی ارتباطات و اقناع» [Psychologie de la communication et persuasion: Théories et applications] اثر کلود شابرول، میرونا رادو [Claude Chabrol & Miruna Radu

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نشست نقد کتاب «روان‌شناسی ارتباطات و اقناع» [Psychologie de la communication et persuasion: Théories et applications] اثر کلود شابرول، میرونا رادو [Claude Chabrol & Miruna Radu] با حضور باقر ساروخانی عضو هیات علمی دانشگاه تهران، محمود اسعدی مدرس مدیریت رسانه، محمدمهدی فتوره‌چی مدرس علوم ارتباطات، پژوهشگر فضای مجازی و مترجم کتاب، به دبیری اسماعیل افقهی شنبه 21 آبان در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.

فتوره‌چی اولین سخنران این نشست بود که در ابتدا ضمن اشاره به محتوای کتاب گفت: در زمانی که ضرورت گفت‌وگو احساس می‌شود به دلیل تحولاتی که به شکل پیوسته بویژه در جامعه درحال گذاری مثل ایران در حال رخ دادن است، دانش روانشناسی و ارتباطات و اقناع خیلی حائز اهمیت است و این کتاب می‌تواند برای متولیان فرهنگ راهگشا باشد.

او ادامه داد: امروزه روانشناسی و ارتباطات خیلی مهم است اما کمتر این دو در کنار هم قرار گرفته‌اند درحالیکه به شدت با رفتارها و هنجارها و نگرش‌های مختلف انسان‌ها سروکار دارند. لذا چگونگی انتخاب مفاهیم و معناشناسی و تاثیرات آن از منظر روانشناسی قابل توجه است که در این کتاب به این موارد پرداخته شده است و ارتباطات را یک روانسناسی اجتماعی قلمداد می‌کند و اقناع هم از موضوعاتی است که هم در حوزه ارتباطات هم روانشناسی مورد کاربرد است.

فتوره چی افزود: اقناع از مهم‌ترین واژگانی است که در این کتاب از جنبه‌های مختلف مولف به آن پرداخته است. امروزه اقناع و متقاعدسازی مخاطبان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و مولف معتقد است امروزه ما بیشتر از سواد رسانه‌ای نیازمند سوادی هستیم تحت عنوان گفتمان که امیدواریم خیزشی نسبت به این موضوع ایجاد شود.

این مدرس ارتباطات با اشاره به اینکه این کتاب ازجمله آثاری است که در حوزه روانشناسی ارتباطات به عنوان مرجع در کشور فرانسه استفاده می‌شود بیان کرد: در این کتاب مولف تلاش داشته است به چگونگی تاثیر پیام در رقابت‌های انتخاباتی و در زمینه‌هایی که نیاز به تاثیرگذاری بر مخاطب است به تکنیک‌های اقناعی اشاره کند و مباحثی که مطرح کرده خیلی مورد توجه علاقه‌مندان حوزه ارتباطات، روابط عمومی، روانشناسی و تبلیغات است که از ۳ قسمت اصلی و ۱۲ قسمت فرعی تشکیل شده است.

او با بیان این مطلب که لزوما همیشه ترس شدید بهترین راهبرد اقناعی نیست، ادامه داد: در بخشی از این اثر نشان داده شده است که ایجاد ترس شدید در برخی موارد موجب تمکین می‌شود. مثل قوانین راهنمایی و رانندگی که ترس شدید از جریمه‌های سنگین موجب تاثیرگذاری بر مخاطب می‌شود. اقناع فرایندی است وابسته به عوامل بافتی و زمینه‌ای و در اقناع مخاطب دریافت‌کننده پیام در پردازش اطلاعاتی که دریافت می‌کند، نقش کلیدی دارد.

او با اشاره به یکی از بحث‌‌های جدید کتاب گفت: ارتباطات تعهد‌آور بحث جدیدی است که می‌تواند به کسانی که می‌خواهند پیام‌های اخلاقی به مخاطبین خود معرفی کنند، کمک کند. اثربخشی ارتباطات تعهدآور اشاره می‌کند که در زمینه بهداشت عمومی، حوادث جاده‌ای، صرفه‌جویی در مصرف انرژی و تعهد به رژیم غذایی می‌تواند کارآمد باشد.

این پژوهشگر فضای مجازی در ادامه اظهار کرد: در ارتباطات تعهد‌آور معمولا تاکید بر این است که به کنش‌های فرد توجه شود نه به اندیشه و افکارش. مولف تاکید می‌کند هرچه کنش فرد بیشتر باشد، تعهدش بیشتر می‌شود یعنی به واسطه وقت زیادی که برای کنش خاصی ایجاد کردیم، شکستن آن کنش کار سختی برای ما می‌شود. یا کنشی که پرهزینه‌تر است باعث تعهد بیشتر می‌شود. پس کسانی که وقت و هزینه بیشتری صرف کنند، تعهد بیشتری در خود برای حفظ اصول و عقایدشان احساس می‌کنند.

او همچنین به بحث مقاومت در برابر اقناع در کتاب پرداخت و اظهار کرد: مقاومت در برابر اقناع از بعد شناختی و عاطفی و عملکرد، موانعی هستند که در کتاب به شکل مبسوط به آن پرداخته شده است.

ساروخانی سخنران بعدی این نشست بود که در آغاز سخنان خود با اشاره به سخنان سخنران قبلی بیان کرد: فتوره‌چی در صحبت‌های خود اشاره کرد محتوای کتاب برای امروز ایران مناسب است اما من معتقدم این بحث برای همه جای دنیا و در همه دوران‌ها مناسب است و اقناع در زندگی امروز انسان‌ها جاری است. حدود ۲۰سال پیش در مقاله‌ای که درباره اقناع منتشر کردم اشاره کردم که حتی یک بزاز و کفاش هم لازم است قدرت اقناع داشته باشند در غیر اینصورت در کارشان شکست می‌خورند.

او گفت: بزازی بزاز است که اول قد من به عنوان مشتری، بعد رنگ چشم و رنگ پوست من را نگاه کند و به میزان بودجه من لباس پیشنهاد دهد و به این می‌گویند فن اقناع. اقناع حتی در خانواده هم لازم است وجود داشته باشد و پدر و مادر و فرزندان هم لازم است قدرت اقناع داشته باشند. برخی فرزندان هوش اقناعی دارند و زمانی که پدر یا مادر در شرایط روحی مناسبی نیستند تقاضاهایشان را مطرح نمی‌کنند. بنابراین همه جا اقناع هست و هروز ما با آن سروکار داریم.

ساروخانی افزود: بحث اقناع نه تابع جامعه‌شناسی محض و نه تابع روانشناسی محض است. بلکه روانشناسی اجتماعی است و این کتاب به درد کسانی می‌خورد که در حد کلان می‌خواهند جامعه را هدایت کنند. وقتی شما به اقناع اعتقاد دارید پیامتان پایدار می‌شود.

او ضمن اشاره به تاثیرگذار بودن پیام درحالی که ذهن و رفتار و کلام در یک راستا باشند گفت: یک زمانی من رفتاری را نشان می‌دهم که آن را قبول ندارم. وقتی ذهنم یک چیز است، رفتارم یک چیز دیگر و کلامم نیز با ذهن و رفتارم یکی نیست، خواه ناخواه تاثیرگذار نخواهم بود زیرا امنیت روانی ندارم. اما اقناع در سطح فردی به انسان آرامش و خودیافتگی و با خویشتن خویش در آشتی بودن می‌دهد.

استاد تمام دانشگاه تهران درباره بخش‌های مختلف این کتاب اظهار کرد: در بخشی از کتاب درباره مقاومت در برابر اقناع بحث می‌شود که چه عواملی در برابر اقناع ایجاد مقاومت می‌کنند و در چه زمانی افراد از اقناع به عنوان ابزار استفاده می‌کنند.

او ادامه داد: گاهی می‌توان اقناع کاذب ایجاد کرد و اقناع کاذب دارای منِ فرار است. مثلا شما دارید تبلیغ کالایی را در تلویزیون مشاهده می‌کنید و آن کالا را در کنار چهره‌های محبوب جامعه می‌بینید. آدم‌ها احساس می‌کنند آن کالا را دوست دارند اما نمی‌دانند چرا و این همان اقناع کاذب است که کار درستی هم نیست. بنابراین بحثی که اینجا مطرح می‌شود اخلاق اقناع است.

پدر جامعه‌شناسی ارتباطات در ادامه درباره اقناع افزود: ما اقناع مردم‌فریب نیز داریم. یعنی از یاس فکری دیگران برای اقناع استفاده می‌کنند که این نیز کار درستی نیست.

او با اشاره به ضروری بودن موضوع مورد بحث کتاب افزود: در شرایط فعلی جامعه، این بحث ضروری است زیرا ما امروزه حتی در خانواده‌هایمان هم گفت‌وگو نداریم چه برسد به جامعه و بهتر است از تفکیک پلکانی اقناع در گفت‌وگوهایمان استفاده کنیم و ابتدا گفت‌وگو را درباره اشتراکاتمان شروع کنیم و بعد پله‌پله گفت‌وگو را به سمت اختلافاتمان ببریم.

سخنران سوم این نشست محمود اسعدی در ابتدای سخنان خود بیان کرد: از لحاظ علمی و نظری مباحث شاخصی در کتاب وجود دارد و از بعد شناسایی و شناساندن به ما خیلی کمک می‌کند. این کتاب می‌تواند تلنگری به ما بزند که به عرصه اقناع بیشتر توجه کنیم.

او با بیان اینکه عنصر اصلی در ارتباطات دریافت کننده است اظهار کرد: اگر مخاطب نباشد اصلا ارتباطی رخ نمی‌دهد پس ارتباطات مبتنی بر دریافت کننده است نه ارسال کننده. البته این مساله به معنی بی‌اهمیت بودن ارکان دیگر ارتباطات نیست اما اهمیت دریافت کننده در ارتباطات خیلی زیاد است. زیرا دریافت کننده می‌تواند بدون توجه به آنچه ارسال کننده قصد ارسال آن را داشته معنای موجود در ذهن خود را از پیام ارسال کننده دریافت کند.

این مدرس مدیریت رسانه ادامه داد: مساله مهم دیگر بومی کردن اقناع است و ما باید از اساتید برحسته کشور مثل ساروخانی بخواهیم که کتابی مثل این کتاب تالیف کنند و در آن از مثال‌های داخلی استفاده کنند زیرا جامعه ما با جامعه فرانسه متفاوت است و حتی بالا شهر ما با جنوب ان فرق دارد و اساسا جامعه‌شناسی یعنی همین.

اسعدی در انتها با اشاره به اینکه اقناع یعنی استدلال منطقی همراه با درایت گفت: اقناع یک علم است و دعوت از علمای داخلی کشور از سوی مسئولین برای اقناع مردم و مخاطبان مثلا در امر حجاب، امری ضروری است.

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...