داستان به مکزیکوسیتی اواسط دهه هفتاد برمی‌گردد... راوی آن جوان هفده‌‌ساله‌ شاعری به نام خوان گارسیا مادرو است که پله‌های ترقی در مسیر شاعری را طی می‌نماید‌ و در مسیر عشق‌بازی تجربه کسب می‌کند... یک گروه نوجوان شاعر را رهبری می‌کنند... نوجوانان فقیر یا نوجوانانی که در کودکی آسیب روحی دیده‌اند... نویسندگان تثبیت‌شده فرهنگی شهر را دست می‌اندازند، جشن سال نو برپا می‌کنند و از دست دلال محبت عصبانی شهر فرار می‌کنند... شاید در پایان داستان بمیرند و شاید هم نه!


دُن‌کیشوتِ مدرن | سازندگی


روبرتو بولانیو [Roberto Bolaño] در عمر پنجاه‌ساله‌اش آثار بسیاری در شعر و داستان و رمان خلق کرد که مهم‌ترین‌شان رمان‌های هزار صفحه‌ای «2666» و «کارآگاهان وحشی» [The savage detectives یا Detectives salvaje] است. رمان «2666» یک سال پس از مرگش منتشر شد و برایش جایزه انجمن منتقدان ادبی آمریکا را به ارمغان آورد، اما رمان مهمی که او را در زمان حیاتش مشهور کرد، «کاراگاهان وحشی» بود که در 1999 جايزه رومئو گالگوس را برایش به ارمغان آورد و عنوان کتاب سال نیویورک‌تایمز را نیز از آن خود کرد و اکنون پس از 24 سال توسط محمد جوادی در نشر نون به فارسی منتشر شده است.

روبرتو بولانیو [Roberto Bolaño] کارآگاهان وحشی» [The savage detectives یا Detectives salvaje]

«کارآگاهان وحشی» در سال 1998 منتشر می‌شود، اما داستان آن به مکزیکوسیتی اواسط دهه هفتاد برمی‌گردد، زمانی که روبرتو بولانیو شاعری آوانگارد بود و برنامه‌های دیوانه‌وار بسیاری در سر داشت. این رمان بولانیو نیز همانند سایر آثار او خودزندگی‌نامه‌ای زیرکانه است. فصل اول رمان به شکل خاطره روایت می‌شود و راوی آن جوان هفده‌‌ساله‌ شاعری به نام خوان گارسیا مادرو است که پله‌های ترقی در مسیر شاعری را طی می‌نماید‌ و در مسیر عشق‌بازی تجربه کسب می‌کند، از او برای پیوستن به یک گروه چریکی ادبی دعوت شده‌ که ویسرال رئالیسم نام دارد و آن را دو جوان شاعر رهبری می‌کند؛ آرتور بلانو و اوسلیس لیما. دو رهبر افراطی که حضورشان در دیگر آثار بولانیو نیز مشهود است (مثلا در رمان «تعویذ»). شخصیت لیما از دوست شاعر بولانیو با نام ماریو سانتیاگو و بلانو از خود بولانیو الهام گرفته‌ شده‌اند. ظاهرا تمام نویسندگان ادبیات فرانسه و پرتغال از فرناندو پسووآ تا خاویر سرکاس، از خولیو کورتاسار تا بورخس گرفته به‌طور خاصی مفتونِ دوست یا شخص دومی می‌شوند که در آثارشان نقش یکی از شخصیت‌های اصلی را بازی می‌کند، مثلا شخصیت اصلی رمان «سالمرگِ ریکاردو ریش»، اثر خوزه ساراماگو که رمانی تمام‌وکمال و بی‌نظیر است، از یکی از جانشین‌های تالیفی پسوا با نام «ریکاردو ریش» الهام گرفته‌ شده ‌است.

«کارآگاهان وحشی» تماما درباره شعر و شاعری است؛ رمانی که یکی از قهرمان‌هایش نسخه مبدل ضعیفی از خود نویسنده را به تصویر می‌کشد. واقعا بولانیو چطور توانسته به این سادگی مجموعه‌ فوق‌العاده‌ای از خودشیفتگی و ماجراجویی‌های ادبی تحمل‌ناپذیر را به رشته تحریر درآورد! این درحالی است که او از خطر کناره می‌گرفت و بعد به شتاب از آن می‌گریخت. «کارآگاهان وحشی» رمانی به‌واقع شیرین و لذت‌بخش است (همچنین با پایانی آکنده از غم و غصه) چراکه بولانیو تا حدی به‌رغم اینکه بازی‌کردن را خوب بلد بود به‌شدت نسبت به حقیقت و زندگی حساسیت داشت. محیط فکری او کاملا خیالی اما لحنش شاد و سرزنده و محاوره‌ای و به‌طور شگفت‌انگیزی غیرادبی است.

در بخشی از کتاب این‌گونه به رمان آندره ژید درباره نویسندگان اشاره می‌کند: جعل‌کنندگان یا بهترش، کپی از استاندال که به لاتین می‌نویسند، کسانی که آمده‌اند تا فقط نویسنده شوند (بولانیو غالبا به استاندال رجوع می‌کرد). بولانیو ما را به مکزیکوسیتی می‌برد و از جوش‌وخروش و ملالت، خودنمایی و جهالت ادبی، جاه‌طلبی و اشتیاق شهوانی یک نویسنده یا کتابخوانی جوان در یک گروه دوستان همفکر می‌گوید، جوانی که در این کتاب راهنمای ماست و خاطراتش را می‌نویسد. او قادر است مطالبی بنویسد که خواننده با شناختی دردناک چهره درهم کشد، مثلا «در تمام روز کسل و بی‌حوصله بودم ولی مثل یک ماشین بخار کتاب می‌خواندم و می‌نوشتم.»، «کتاب ویلیام باروز را تا دم صبح یک‌نفس خواندم.»، «امروز اتفاق خاصی نیفتاد، اگر هم می‌افتاد ترجیح می‌دادم درباره‌اش حرفی نزنم، برای اینکه نمی‌فهمیدمش.»

شاید بولانیو شما را به یاد نویسندگانی چون دی.اچ لارنس یا یوکیو میشیما بیاندازد. او نیز مانند آنها زندگیِ تراژیک و افسانه‌ای داشت و مانند آنها آثار بی‌نظیرش را در یک دوره کوتاه یعنی ده‌سال توفانی آخر عمرش کامل کرد و زندگی افسانه‌ای‌اش بر تمام آثارش سایه افکند. حضور بولانیو را می‌توان تقریبا در صفحه‌به‌صفحه تمام آثارش حس کرد. غالب داستا‌های کوتاه او از ب. تراوان، نویسنده آلمانی آواره، از رانده‌شدگان پینوشه شیلی که در مکزیک و اسپانیا زندگی کرد، و نیمه دوم زندگی خود بولانیو تاثیر گرفته‌اند.

در رمان «کارآگاهان وحشی» بلانو به همراه اوسلیس لیمای اسرارآمیز، هم‌شهری و همتای شاعرش نقش شخصیت‌های محوری داستان را ایفا می‌کنند. رمان با این دو شخصیت در اوایل بیست‌سالگی‌شان شروع می‌شود که یک گروه نوجوان شاعر را رهبری می‌کنند. در طی دو ماه آخر سال 1975 این جمع نوجوان دست به هر کاری می‌زنند: در نوشیدن الکل افراط می‌کنند، خود را عضوی از یک دارودسته‌ می‌پندارند، مواد مصرف می‌کنند، تمام طول شب را تا طلوع خورشید عشق‌بازی می‌کنند، کتاب می‌دزدند، نویسندگان تثبیت‌شده فرهنگی شهر را دست می‌اندازند، جشن سال نو برپا می‌کنند و از دست دلال محبت عصبانی شهر فرار می‌کنند. بیشتر جمع گروه را نوجوانان فقیر یا نوجوانانی که در کودکی آسیب روحی دیده‌اند تشکیل می‌دهد. بلانو و لیما به عنوان شخصیت‌های شبه افسانه‌ای در گروه محوریت دارند و بسیار مورد احترام هستند. داستان توصیفی بسیار رمانتیک دارد و شاید این همه احساس و اشتیاق زیاد نویسنده در اسطوره‌سازی باعث شود که خواننده احساس کند مورد اغماض قرار گرفته ‌است. اما اشتباه است که «کارآگاهان وحشی» را اثری لوس بدانیم. شروعِ پرشور و حرارت رمان شورِ نشاطِ «دُن کیشوت» را دارد و همانند رمان «دُن کیشوت» تطبیق آن با عشق و سلحشوری، غم و اندوهی را پنهان می‌کند که بعدا به تراژدی تبدیل می‌شود.

کارآگاهان وحشی» [The savage detectives یا Detectives salvaje]

شاید بتوان گفت «کارآگاهان وحشی» لحن داستان «دن کیشوت» را به عاریت گرفته‌ است با این تفاوت که گروه بزرگی از راویان هم‌آوا آن را روایت می‌کنند. تعامل داستان با ادبیات به‌طور مستقیم و بی‌پرده است و شاعران متغیری به منظور نمایاندن نیایش خدا و نفرت در داستان وجود دارند. ارجاع به ادبیات به‌واسطه راویان ساختگی صورت می‌گیرد مثلا نام اوسلیس تداعی‌کننده نام‌های هومر و جویس است و عملا رمان رفت‌وبرگشت زمانی بزرگی را در تاریخ ادبیات به نمایش می‌گذارد. بولانیو در مقابل کسی سر خم نمی‌کند، بنابراین در ازای یک سفر واحد، داستان از سه سفر دور و دراز متفاوت تشکیل می‌شود: هر بخشی روایت سفری مجزا است: بخش آغازین سفری در مکزیکوسیتی سال 1975، بخش دوم دنیاگردی در طول دو دهه بعد و بخش سوم سفری در بیابان سونورا (بیابانی است در آمریکای شمالی در دو سوی مرز ایالات متحده آمریکا و مکزیک) جایی‌که بخش اول در ژوئن 1976 در آن تمام می‌شود. اما برخلاف «اولیس» (نام رمان معروف جویس) و «ادیسه» (کتاب کهن اشعار حماسی هومر) هیچ آشتی‌ای در پایان این سفرها شکل نمی‌گیرد. هربار شخصیت‌ها به‌سادگی چرخه دیگری از سفر را در جایی متفاوت شروع می‌کنند. بولانیو با گستاخی ادیبانه به هیچ لذتی پشت پا نمی‌زند و غم و اندوهی را که بر رمان حاکم است نیز حقیر می‌شمارد. بخش میانی حجیم کتاب به راوایان متعددی اختصاص دارد که هر کدام اطلاعات مهجور و شگرفی از زندگی خیره‌کننده بلانو و لیما را بازگو می‌کنند.

بازی‌های داستان لذت‌بخش هستند، حتی وقتی شخصیت‌ها می‌میرند. به‌طور مثال در بخشی از کتاب وکیلی پرطمطراق به لاتین سقوط بلانو در غور دره‌ عمیقی را تعریف می‌کند که شایع است شیطان در آن سکونت دارد، بولانیو راوی‌های مختص خود را در رمان گنجانده ‌است که به تمام شاعران باستان به استثنای ویرژیل و دانته اشاره می‌کنند، این دو بیشترین شباهت را به‌هم دارند و این شباهت کاملا مشهود است. در قسمتی دیگر از رمان به نبردی تن‌به‌تن با شمشیر، که یادآور داستان بورخس درباره رویاها و نبردها است، اشاره می‌شود، صدها صفحه از کتاب به توصیفات شخصیت‌ها درباره بلانو به‌عنوان ژولین سورلِ رمان «سرخ و سیاه»ِ استاندال اخنصاص داده‌ شده‌ است و رویدادهای «کارآگاهان وحشی»، شرح خودویرانگری قهرمان داستان استاندال و قتل زنی که او را دوست می‌داشت منعکس می‌کند. این درحالی است که به خولیو کورتاسار فقط یک‌بار و مستقیما اشاره شده ‌است.

«کارآگاهان وحشی» به همان میزان که روابط و همسانی‌های میان‌متنی پیچیده‌‌ای دارد، کتابی خواندنی است. بولانیو با بخشیدن زبانی منحصربه‌فرد به هرکدام از راوی‌های رمانش اثری برجسته و رشک‌برانگیز را خلق کرده ‌است که اطلاعات ضدونقیضی را بدون اینکه چرخش راوی‌ها قربانی شود عرضه می‌کنند و حاصل این شیوه خلقِ رمانِ بی‌نظیری است برای مخاطب با دو شخصیت افسانه‌ای لیما و بلانو، زوج گربه‌های شردینگر، رنگین و پادرهوا که شاید در پایان داستان بمیرند و شاید هم نه! اما این امکان وجود دارد که این دو شبح، شکست‌خوردگان مسلم، هدف رمان نباشند. معمای تصویری عجیب‌وغریبی، جعبه‌ نقطه‌چینی در آخرین صفحه ظاهر می‌شود که احتمالی را برملا می‌کند: شاید خواننده در سرتاسر کتاب زوج سرگردان اشتباهی را دنبال‌کرده ‌است و داستان با زوجی دیگر ادامه می‌یابد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...