«عقیله» روایتی مستندگونه در معرفی جامع از ابعاد گوناگون شخصیتی حضرت زینب(س) از زمان پیامبر تا وفات این بانوی ارجمند است. با توجه به این‌که حضرت زینب (س) فصل‌های مختلفی از زندگی و تاریخ را در عمر ۵۶ ساله خود تجربه کرده است، نویسنده با استناد به منابع پژوهشی، با ایجاد توازنی در روایات، به بازگویی وقایع مهم تاریخی صدر اسلام از جمله قیام کربلا و شهادت امام حسین (ع) پرداخته است.

خلاصه عقیله الهام امین

کتاب شامل پنج فصل است که فصل اول به دوران حیات حضرت زینب (س) با مادرشان و جد بزرگوارشان می‌پردازد. فصل دوم دوران زندگی حضرت زینب در کنار پدر بزرگوارشان را روایت می‌کند. فصل سوم به دوران حیات حضرت در کنار امامین حسنین اختصاص دارد و فصل آخر بخش نهایی زندگی حضرت در کنار امام سجاد را روایت می‌کند. در واقع در این اثر حضرت زینب چهره تابناکی است که تحت‌الشعاع بقیه شخصیت‌ها قرار گرفته است.

شخصیت اصلی داستان یعنی حضرت‌زینب‌(س) نسبتا پویاست و در کنار رشد خود به آگاه‌سازی مخاطب در شناخت موقعیت و دیگر شخصیت‌های داستان کمک کرده است. انتخاب راوی به‌عنوان دوم شخص مفرد در این آگاه‌سازی نقش بسزایی داشته است. در واقع می‌توان گفت این اثر پیش از آن‌که داستان بخشی از سرگذشت راوی باشد آینه‌ای است برای بازتاب تصویر جامعه‌ای که در آن زیسته است. تصویری کامل از یک دوره فشرده از تاریخ صدر اسلام.

داستان به جهت تاریخی بر پایه مستندات بنا شده و نویسنده برای نوشتن آن از منابع دست اول بهره گرفته است به‌طوری که خواننده می‌تواند به مستندات آن تکیه کند.
این‌که نویسنده در یک مستند داستانی تا کجا می‌تواند تخیل کند خود محل بحث است؛ اما در این اثر به نظر می‌رسد نویسنده دست‌کم در گام بزرگی که برای روایت تاریخی -داستانی یکی از برهه‌های خطیر تاریخ صدر اسلام برداشته، بسیار موفق بوده است تا آنجا که اثر او در پانزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد در بخش مستندنگاری شایسته تقدیر شد.

این کتاب هم برای مخاطب عام خواندنی است، هم برای مخاطب خاص؛ زیرا از یک سو خاطرات جنس زنانه دارد و با رنگ و روح عاطفی توام است و از سوی دیگر، ناگفته‌های مهمی از تاریخ صدر اسلام را بیان می‌کند که خواننده با مطالعه آن، اطلاعات تاریخی خوبی به دست می‌آورد. همچنین کتاب می‌تواند برای تولید اثر رسانه‌ای نیز مناسب و جذاب باشد.
​​​​​​​
پرداختن به تاریخ زندگی حضرت زینب (س) به‌نحو ماهرانه‌ای صورت گرفته است؛ به‌طوری که حتی اگر خواننده به خواندن تاریخ علاقه چندانی نداشته باشد، بازهم وقایع داستان را دنبال می‌کند. قلم جذاب و روان و پر کشش نویسنده و یکدست بودن نثر اثر بر جذابیت داستان افزوده است. این اثر که اولین مستند داستانی الهام امین است در سال ۱۴۰۰ توسط انتشارات به‌نشر چاپ شد.

جام جم

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...