رمان «دیو و پسرک» [The Boy and the beast] نوشته مامورو هوسودا[Mamoru Hosoda] با ترجمه پرستو پورگیلانی در قالب یکی از عناوین مجموعه «رمان‌های راحت‌خوانِ» نشر پیدایش منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، «دیو و پسرک» درباره یک دیو و یک پسر نوجوان است. پسر، یتیمی است که جایی برای رفتن ندارد و دیو هم جنگجویی است که دلیلی برای جنگیدن ندارد. این‌دو شخصیت در نقطه‌ای به هم می‌رسند و با همدیگر برای تغییر دنیا قدم برمی‌دارند...

مامورو هوسودا نویسنده این‌کتاب، کارگردان فیلم و انیمیشن ژاپنی است. او ۵۱ سال دارد و در نودویکمین دوره جایزه اسکار، نامزد جایزه شد. او کتاب‌های مختلفی هم در زمینه داستان‌های هیجان‌انگیز برای نوجوانان دارد که «دیو و پسرک» یکی از آن‌هاست. این‌کتاب در سال ۲۰۱۹ چاپ شد.

در قسمتی از این‌رمان می‌خوانیم:

بالاخره تسلیم شدم. با ناامیدی از راهی که آمده بودم برگشتم. غروب شده و مراکز خرید پر از آدم بودند. بازتاب نور خورشید که به ویترین‌ها می‌تابید کورکننده بود. شاید پدرم بین همین جمعیت بود. اگر خانه‌اش در همان مجموعه باشد، احتمالا خریدهایش را از همین‌جا، در مسیر ایستگاه تا خانه انجام می‌داد.
پدری که من به خاطر داشتم همانی بود که آن‌ موقع‌ها با من و مامان زندگی می‌کرد. آن‌موقع نُه ساله بودم. الان صورت پدرم چطور شده بود؟ چه‌کار می‌کرد؟ چه شکلی شده بود؟ در حالی که نتوانسته بودم تصویر واضحی از او در ذهنم تجسم کنم، در جمعیتی که از کنارم می‌گذشتند، به دنبالش می‌گشتم. از آنجایی که به همه خیره می‌شدم، مردی که از کنارم رد می‌شد برگشت و با شک بهم نگاه کرد. در نهایت هیچ‌کدام شبیه پدرم نبودند.
در انتهای خیابان داشتم از کنار یک کفش‌فروشی می‌گذشتم. جلوی مغازه، یک مرد با بلوز سفید آستین‌کوتاه و کیف اداری روی دوشش دولا شده بود و بند کفشش را می‌بست. خانمی که آنجا کار می‌کرد، در حالی که پاکتی در دستش بود از مغازه بیرون آمد و آن آقا را صدا زد.
«آقا. این رو جا گذاشتین.»
«اوه!»
مرد سرش را بالا آورد و ایستاد.

این‌کتاب با ۳۱۲ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...
یک مضحکه‌ی کامل! در اینجا، همه، جز تماشاگر، در عین‌حال هم فریب‌دهنده‌اند و هم فریب‌خورده. کمدی عظیمی که در آن تغزل با هزل گزنده‌ای همراه است و اختلاطی به وجود می‌آورد که در بعضی لحظات یادآور سبک کلودل است... با حیله‌ی بسیار خشنی در ماجرای مشکوکی درگیر می‌شود، در دادگاهی محاکمه، محکوم، تیرباران و به خاک سپرده می‌شود تا با نامی دیگر و در لباس یونیفورم تجدید حیات کند ...
دوربین از چه زاویه ‌دیدی زنان فیلم را به نمایش درمی‌آورد؟ کدام وجه در نگاه دوربین غلبه دارد؛ وجه اروتیک یا وجه اجتماعی؟ ... با استفاده از آرای فروید و لکان، بعد روانکاوانه‌ی نظریه‌های فمینیستی را غنی کرده و به وجه لذت‌مدارانه سینما (تماشابارگی) پرداخته است... تاریخچه‌ای از حضور زنان در عرصه‌ی فیلم و مهم‌ترین فیلم‌های آنان... واکاوی شمایل یک قهرمان زن در چهارچوب یک ژانر متفاوت ...
در یک خانواده‌‌ کاملا بی‌کتاب بزرگ شدم... کل ادبیات آلمان را بلعیده‌‌ام... وقتی شروع به نوشتن کردم، در وضعی بودم که مودبانه‌‌اش می‌‌شود «نوکر خارجی»... جوان بودم که وارد سرویس اطلاعاتی شدم... یک میهن‌‌پرست می‌‌تواند کشورش را نقد کند، همچنان دلبسته‌‌اش باشد و مسیر دموکراسی را طی کند. اما یک ناسیونالیست به دشمن نیاز دارد... مردم خیال می‌‌کردند بعد از جنگ سرد دیگر قرار است اوضاع خوب باشد و دیگر دنیا به جاسوس‌‌ها نیازی نداشته باشد ...