جایزه کتاب اورنج فرانسه 2020 [Prix Orange du livre 2020] به گیوم سر[Guillaume Sire]، نویسنده رمان «پیش از شعله‌های سرخ بلند» [Avant la longue flamme rouge] تعلق گرفت.

جایزه کتاب اورنج فرانسه 2020 [Prix Orange du livre 2020] به گیوم سر[Guillaume Sire]، نویسنده رمان «پیش از شعله‌های سرخ بلند» [Avant la longue flamme rouge]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ هیئت داوران دوازدهمین دوره جایزه اورنج اثر «پیش از شعله‌های سرخ بلند» نوشته گیوم سیر، نویسنده جوان فرانسوی را که در ماه ژانویه و از سوی انتشارات کالمن-لوی منتشر شده بود به عنوان برنده جایزه ادبی اورنج 2020 معرفی کردند.

ماجرای رمان «پیش از شعله‌های سرخ بلند» که چهارمین رمان گیوم سر است، در سال‌های 1970 میلادی و در کامبوج، کشوری که جنگ‌های داخلی ویران‌اش کرده می‌گذرد و جنگلی که صحنه درگیری بین خمرهای قرمز و ارتش‌های ژنرال لون نول می‌شود. ساراوت 11 ساله به همراه خواهر نه ساله‌اش، دارا با پدر و مادر خود در شهر پنوم پن، پایتخت کامبوج زندگی می‌کنند و در محاصره هستند. یک روز دو سرباز مسلح و یک مرد دیگر مقابل خانه آن‌ها ظاهر می‌شوند که زندگی آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

4 نامزد دیگر که به مرحله نهایی دریافت این جایزه رسیده بودند عبارتند از:«پاسخ دهنده» نوشته لاک بلانویلان از انتشارات کیدام، «آسمان تیره» نوشته آلن بلوتیر از انتشارت گالیمار، «ساحل خشم» نوشته کارولین لوران از انتشارات لزسکلس، «درخت‌های ماگنولیا» نوشته فلوران اوآزو از انتشارات آلارای.

هیئت داوران امسال جایزه کتاب اورنج فرانسه را به سرپرستی ژان کریستف روفن، نویسندگانی چون ناتاشا آپنا، ژان بنامور، میگل بونفوآ، کلاریس گوروخف، ژان باپتیست مادت که به عنوان برنده سال 2019 این جایزه معرفی شده بود و دو کتابفروشی در فرانسه به اضافه هفت خواننده از انجمن خوانندگان تشکیل داده‌ بودند.

برنده ابن جایزه علاوه بر این‌که ۱۵ هزار یورو دریافت می‌کند از کمپین تبلیغاتی کتابش در مطبوعات و رسانه‌های خبری نیز بهره‌مند خواهد شد.

سال گذشته ژان باپتیست مادت برای رمان «یانگی گاوباز» موفق شد برنده جایزه کتاب اورنج سال 2019 شود.

جایزه کتاب اورنج از سال ۲۰۰۹ اهدا می‌شود و به کتابی ادبی به زبان فرانسوی تعلق می‌گیرد که در فاصله یکم ژانویه تا ۳۱ مارس همان سال نوشته شده باشد. نویسندگان، کتابفروشان و کتاب‌خوانان با رای خود این برنده را انتخاب می‌کنند.

جایزه کتاب اورنج یا جایزه‌ای به همین نام که به ادبیات زنان بریتانیا اهدا می‌شود تفاوت دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...