جان لوکاره [John le Carré] بزرگترین و مشهورترین نویسنده رمان‌های جاسوسی دنیا به دلیل مشکلات ریوی در ۸۹ سالگی چشم از جهان فروبست.

جان لوکاره [John le Carré]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جان لوکاره خالق رمان‌های پرفروش جاسوسی دنیا درگذشت. گراهام گرین در توصیف رمان «جاسوسی که از سردسیر آمد» او گفته بود: «بهترین داستانی است که در عمرم خوانده‌ام.» استیون کینگ نویسنده نامدار آمریکایی در رثای لوکاره نوشته است: «این سال وحشتناک یکی از بزرگان ادبیات را از ما گرفت.»

روزنامه گاردین درباره وی نوشته است: لوکاره فقط خالق داستان‌های جاسوسی نبود، او سال‌ها در این فضا نفس کشیده و کار کرده بود. او که سال ۱۹۳۱ در انگلستان به دنیا آمده بود، مدت‌ها در سرویس‌های اطلاعاتی این کشور مشغول به کار بود.

بنا به گزارش آسوشیتدپرس، در مجموع هشت فیلم سینمایی بر اساس رمان‌های نوشته این نویسنده بریتانیایی ساخته شد که از آن جمله می‌توان به فیلم «مردی که از سردسیر آمد» با بازی «ریچارد برتون»، «جنگ شیشه ای» با بازی «آنتونی هاپکینز»، «دخترک دامر» با نقش آفرینی «دایان کیتون»، «خانه روسی» با بازی «شأن کانری»، «بندزن خیاط سرباز جاسوس» با «گری اولدمن» و «مرد تحت تعقیب» با حضور «فیلیپ سیمور هافمن» اشاره کرد. 

رمان معروف «بندزن خیاط سرباز جاسوس» (۱۹۷۴)، «دانش آموز نمونه مدرسه »(۱۹۷۷)، «مردم خندان» (۱۹۷۹)، «دخترک دامر» (۱۹۸۳)، «جاسوس نمونه» (۱۹۸۶)، «خانه روسی» (۱۹۸۹) و «زائر مخفی» (۱۹۹۰)، «خیاط پاناما» (۱۹۹۶)، «مدیر شب» (۱۹۹۳) و «باغبان ثابت» (۱۹۹۹) از آثار مهم «جان لوکاره» به شمار می‌روند.

................ هر روز با کتاب ...............

نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...