«میمسیس» یا «محاکات» [Mimesis: the representation of reality in Western literature] (بازنمایی واقعیت در ادبیات غرب) نوشته اریش آورباخ [Erich Auerbach] با مقدمه‌هایی از تری ایگلتون و ادوارد سعید، و ترجمه مسعود شیربچه از سوی نشر نقش جهان منتشر شد.

میمسیس» یا «محاکات» [Mimesis: the representation of reality in Western literature] (بازنمایی واقعیت در ادبیات غرب)  اریش آورباخ [Erich Auerbach]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، اریش آورباخ با اثر جسورانه‌اش «میمِسیس» در جهان شناخته می‌شود. تری ایگتون «میمِسیس» را از عظیم‌ترین آثار کلاسیک در نقد ادبی برمی‌شمرد که پس از پنجاه سال هنوز خوانده می‌شود.

«میمِسیس» بین سال‌های 1942 تا 1945 در استانبول نوشته شد؛ جایی‌که آورباخ به عنوان یک یهودی آلمانی از ترس نازی‌ها به آنجا گریخته بود. کتاب در سال 1946 به آلمانی منتشر شد و هشت سال بعد توسط ویلارد تراسک به انگلیسی ترجمه شد و پنجاه سال بعد به‌مناسبت پنجاه‌سالگی‌ ترجمه انگلیسی آن با مقدمه پرفسور ادوارد سعید در آمریکا بازنشر شد. آورباخ در این «میمِسیس» به مانند میخاییل باختین که ضداستالین بود، او نیز ضدهیتلر و ضدفاشیسیم بود، و همین موجب شده تا اثر او پس از پنجاه سال، هنوز خواننده داشته باشد.

دامنه وسعتِ شاهکار آورباخ، آثار اصلی و مهمی از ادویسه هومر و کتاب مقدس تا ویرجینا وولف و مارسل پروست را دربرمی‌گیرد. موفقیتِ شاهکار آورباخ پس از نیم قرن به قول ادوارد سعید، این است که، مطالعه بازنماییِ ادبیِ ذهنِ انسان در بابِ بازنمایی‌های ادبی تاریخ جهان تنها می‌تواند همان کاری را انجام دهد که نویسندگان ادبیب انجام داده‌اند.

«میمِسیس» یا «محاکات» نوشته اریش آورباخ با مقدمه‌هایی از تری ایگلتون و ادوارد سعید با ترجمه مسعود شیربچه در 950 صفحه از سوی نشر نقش جهان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...