سفر به دیگرسو... | آرمان امروز


این روزها سفرکردن برای ما ایرانی‌ها سخت شده است. در این شرایط که تورم کمرِ شهروند ایرانی را خم کرده است، بهترین راه سفر، شاید همراه‌شدن با سفرنامه‌نویس‌ها است. بنابراین در این وضعیت، عاشقانِ سفرنامه بیشتر از همه‌چیز، به قوه تخیل نیازدارند! قوه تخیل است که سفرنامه‌خوانان را به دیدار کشورهای مختلف جهان، تشویق می‌کند. برای همین است که مجموعه سفرنامه مصور گی دولیل [Guy Delisle] کارتونیست مشهور کانادایی‌، به گوشت و پوست و استخوان و هر آنچه می‌چسبد که در بدن سفرنامه‌خوان‌ها است. مجموعه چهار جلدی مصورِ آقای دولیل، گزینه خوبی برای واردشدن به دنیای گرافیک‌ناول‌ها (رمان‌های گرافیکی) است.

سرزمین مقدس، سفری به فلسطین» [Jerusalem: Chronicles from the Holy City] از سوی نشر اطراف به بازار کتاب ارائه شد.  سرزمین مقدس، سفری به فلسطین» [Jerusalem: Chronicles from the Holy City] گی دولیل [Guy Delisle]  گی دولیل [Guy Delisle]

روزگار همیشه آقای دولیل را به سمت کشورهای خاص می‌برد. یک دلیل شغل دولیل و دلیل دیگر آن، شغل همسر آقای دولیل است. همسر دولیل در سازمان پزشکان بدون مرز کار می‌کنند. این سازمان، به کشورهای درگیر جنگ یا به هر دلیلی کم‌برخوردار، کمک می‌کند. همین امر باعث شده است که خانواده دولیل، سر از کشورهای نه‌چندان توریستی دربیاورد. کشورهایی مانند فلسطین و برمه. بخش دیگری از سفرنامه‌های آقای دولیل را نیز سفرهایی تشکیل می‌دهد که بدون خانواده رفته‌اند. مانند سفرش به چین و کره شمالی.

با اینکه مقصد‌های سفر دولیل از نظر سیاسی، موقعیت خاصی دارند؛ سفرنامه‌های ایشان بیشتر روی جنبه زندگی روزمره مردم و خودش متمرکز است. آقای دولیل سعی می‌کند نگاه تازه و کمتر دیده‌‌شده‌ای از این کشورها ارائه دهد. این کار را نیز، با نکته‌سنجی بسیار و ریزبینی‌های دقیق انجام می‌دهد. مثلا به جای اینکه به بسته‌بودن ذهن افراد کره شمالی به صورت مستقیم اشاره کند، به یکی از افراد این کشور کتاب «1984» جُرج اُروِل را هدیه می‌دهد. بعد در سفرنامه‌اش، به صورت استعاره‌گونه و طنزآمیزی به هول‌شدن آن فرد اشاره می‌کند. با همین ترفند، دولیل خواننده را ریزه‌ریزه عاشق خود و سبک نوشتاری‌اش می‎کند.

در کنار سبک نوشتاری جذاب گی دولیل، طراحی‌های چشم‌گیر او اهمیت زیادی در پرفروش‌شدن کتاب‌هایش دارد. طراحی‎های منجسم و زیبای دولیل، اتفاق پرشگفتی را رقم زده است. انیماتوری دولیل آنچنان حرفه‌ای است که در پایان کتاب، به‌راحتی می‎توانید احساس کنید تمام ساختمان‌ها، مردم، مکان‌های دیدنی و حتی کوچه پس‌کوچه‌ها را با چشم خودتان دیده‌اید. حتی طرز لباس‌پوشیدن افراد را نیز به زیبایی نقش بسته‌ است. با دیدن این تصاویر حتی می‌توانید جنس دیوارها را با چشم‌هایتان لمس کنید.

گی دولیل با انتشار این مجموعه سفرنامه مصور، تصور مردم را درباره این سبک از کتاب‌های کمیک بهتر کرد. ترجمه‌های فارسی این سفرنامه توسط عاطفه حیدی در نشر اطراف منتشر شده است: «شنژن؛ سفری به چین»، «پیونگ‌یانگ، سفری به کره شمالی»، «یانگون؛ سفری به برمه» و «سرزمین مقدس، سفری به فلسطین».

در «پیونگ‌یانگ»، همانطور که از نامش هم پیدا است، به کره شمالی سفر خواهید کرد. آقای دولیل دو ماه در کره شمالی اقامت داشته‌ است. آقای دولیل مشاهداتش از فرهنگ آنجا و زندگی معدود کره‌ای‌هایی را که با آنها برخورد دارد، با لحن طنزآمیز خودش در این کتاب روایت می‎کند.

«شنژن، سفری به چین» ماجرای سه ماه زندگی دولیل در این شهر اقتصادی چین است. شنژن منطقه ویژه اقتصادی است که از بقیه کشور چین جدایش کرده‌اند. آن هم با حصارهای الکتریکی و نگهبانان مصلح! آدم‌های کمی در این شهر زبان انگلیسی بلدند. همین امر باعث شده دردسرهای بامزه‌ای برای آقای دولیل اتفاق بیفتد. در این سفرنامه مصور، دولیل زندگی کسالت‌بار هر روزه‌اش، سختی‌هایی که مانع زبانی ایجاد می‌کند و تفاوت‌ها و شباهت‌های فرهنگی میان شرق و غرب را با طنز همیشگی و تصویرسازی‌های خاصش روایت می‌کند. «شنژن» نگاه تازه‌ای نسبت به چین برایتان می‌سازد. با خواندن این کتاب، سفر متفاوتی را تجربه خواهید کرد. اگر به دنبال نگاه جدید نسبت به چین‌ هستید، «شنژنِ» گی دولیل، انتخاب مناسبی است و به‌قول معروف ارزشش را دارد!

داستان دو جلد دیگر از سفرنامه‌های مصور آقای دولیل فرق می‌کند. در دو جلد دیگر این مجموعه سفرنامه، یعنی «یانگون» و «سرزمین مقدس» آقای دولیل با خانواده سفر می‌کند و مدت بیشتری را ساکن دو کشور مقصد یعنی برمه و فلسطین است. همین دو علت تجربه متمایزی را برای گی دولیل و خوانندگانش رقم می‌زند.

در «یانگون» نه‌تنها داستان یک مسافر، بلکه پدر و همسر را می‎خوانید. یانگون در میانمار قرار دارد. دولیل و همسرش نیز به مدت یک سال در این شهر زندگی می‌کنند. دولیل سعی می‌کند در غیاب همسرش، که مشغول کارهای سازمان پزشکان بدون مرز است، همزمان پدر و مسافر باشد. پدری که به خوبی به وظیفه خود عمل می‌کند و مسافری که می‌خواهد هوش‌بینانه اتفاق‌های سفر را ثبت کند. به همین دلیل در این سفر، ما دولیل را همراه با کالسکه پسرش در یانگون همراهی می‌کنیم.

سفر به فلسطین

و در پایان، آماده باشید تا با «سرزمین مقدسِ» دولیل، فلسطین جدیدی در ذهنتان بسازید. در این سفر نیز همراهان آقای دولیل، همسر و فرزندانش‌اند. نقش پدری آقای دولیل در این سفر، دو برابر می‌شود. به‌خصوص که زمان بیشتری را باید بدون همسرش سپری کند. خانواده دولیل در فلسطین هم یک سال زندگی می‌کنند. اتفاق‌های زیادی در این یک سال می‌افتد که تنها تصویرسازی ماهرانه دولیل توانایی بازگویی آن را دارد. با خواندن «سرزمین مقدس» دیدی بدون تعصب به فلسطین را تجربه خواهید کرد. انگار دولیل، فلسطین جدیدی در دنیای موازی برای‌تان می‌سازد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...