احیاء علوم الدین. کتابی جامع در معارف اسلامی و عرفانی به عربی، اثر امام محمد غزالی طوسی نیشابوری(450-505) عالم و متفکر بزرگ اسلامی. این کتاب شامل چهار بخش (ربع) است: ربع عبادات، ربع عادات، ربع مهلکات، ربع منجیات.

ربع عبادات درباره آداب و دقایق سنن و اسرار معانی عبادات است که عالم عامل را از دانستن آن گریزی نیست. این ربع خود از ده کتاب تشکیل شده است که نخستین آن «کتاب العلم» است. به قول مؤلف، سبب آغاز کردن کتاب با این مبحث، آن است که علم «مهم‌ترین هدف برای امور کشفی است که با آموختن آن بنا به فرموده رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم)، خداوند متعال بندگی (عبادت) می‌شود» دیگر کتاب‌های ربع نخست به این شرحند: قوائد العقاید، اسرار طهارت، اسرار نماز، اسرار زکات، اسرار روزه، اسرار حج، آداب تلاوت قرآن، اذکار و دعاها، ترتیب اوراد در اوقات.

ربع عادات درباره اسرار معاملات، دقایق سنت‌ها و پرهیزهای نهان در مجاری آن است که متدین از آن بی‌نیاز نیست. این ربع نیز شامل ده کتاب به شرح زیر است:  آداب خوردن، آداب ازدواج، احکام کسب، حلال و حرام، آداب صحبت و معاشرت با اصناف خلق، گوشه‌گیری، آداب سفر، سماع و وجد، امر به معروف و نهی از منکر، آداب معیشت و اخلاق نبوت. ربع مهلکات درباره صفات ناپسندی است که برای زدودن و پاک کردن نفس و دل  از آن‌ها، آیات قرانی  نازل شده است. غزالی حد و حقیقت هر یک از این خلقیات و اسباب پدید آمدن آنها را شرح داده و آفات آنها و نشانه‌هایی را که بدان شناخته می‌شوند و روش‌های درمانی آنها را یاد آور شده است. این ربع نیز شامل ده کتاب به شرح زیر است: شرح شگفتی‌های دل، ریاضت نفس، آفات دو شهوت شکم و فرج، آفات زبان، آفات غضب، حقد و حسد، ذم دنیا، نکوهش مال و بخل، ذم جاه و ریا، نکوهش کبر و عجب و غرور.

ربع منجیات درباره صفات پسندیده‌ای است که موجب تقرب به خداوند می‌شوند. غزالی، علاوه بر بیان حد و حقیقت هر صفت، اسباب و نشانه‌ها و فضیلت آن را نیز یاد آور شده است. مقصود غزالی از تالیف احیاء علوم الدین، چنان که خود در مقدمه یادآور شده، دو چیز بوده است: اول ـ رعایت تربیتی که در ارائه مطالب اختیار شده برای تحقیق و تفهیم؛ دوم ـ روح دمیدن در علم فقه.

غزالی در نگارش این اثر، دو کتاب "رساله قشیریه" و "قوت القلوب" ابوطالب مکی تاثیر پذیرفته است. احیاء علوم‌‌الدین از گران‌قدرترین کتاب‌های اسلامی در شناخت حلال و حرام است که ظاهر و باطن احکام را به هم آمیخته و مشتمل است بر شریعت و طریقت و حقیقت. در طرح مطالب هر کتاب، غزالی ابتدا به آیات و احادیث و اخبار و آثار  استشهاد می‌کند؛ سپس، با پروردن معانی آنها به بیان و زبانی ساده و روشن، به شرح و بسط و ارائه آرای خود می‌پردازد.

برخی احیاء را نقد کرده‌اند و مناقشه‌های بسیاری درباره آن صورت گرفته است. از جمله کسانی که سخت بر غزالی و کتابش خرده گرفته‌اند، می‌توان ابن جوزی و ابن صلاح و مارزی را نام برد. گذشته از نقد برخی مباحث عقلی و کلامی احیاء در باب اعتقادات، بیشترین اشکالی که بر این کتاب وارد شده وجود احادیث ضعیف در آن است. در حقیقت غزالی چندان درایتی در علم حدیث نداشته و از شیخی حدیث نشینده است. دیگر اینکه غزالی، به دلیل گرایش شدید به تصوف و حسن ظن فراوان به مشایخ صوفیه، گاه گفتار آنان را، بدون تحقیق و بررسی و اغلب به عین عبارات نقل کرده است.

احیاء علوم الدین چندین بار تلخیص و به بعضی زبان‌ها از جمله فارسی ترجمه و بارها به چاپ رسیده است. بهترین چاپ آن تصحیح زین الدین عراقی است همراه با تخریج آیات قرآنی به ضمیمه "تعریف الاحیاء بفضائل الحیاء"، اثر علامه عبدالقادر بن شیخ بن عبدالله العیدروس؛ همچنین "الاملاء عن اشکالات  الاحیاء"، اثر شخص امام غزالی، که ردی است بر اعتراضات بعضی از معاصران، و "عوارف المعارف" سهروردی، که در 1406 به جاپ رسیده است از دیگر نسخه‌های تصحیحی این کناب به شمار می‌روند.  

مسعود انصاری خوشابر. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش 

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...