کتاب «سفر شرق»[Journey to the East (Die Morgenlandfahrt)] اثر هرمان هسه با ترجمه سروش حبیبی بار دیگر روانه بازار کتاب شد.

سفر شرق [Journey to the East (Die Morgenlandfahrt)] هرمان هسه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات علمی و فرهنگی ترجمه سروش حبیبی از کتاب «سفر شرق» اثر هرمان هسه را بار دیگر روانه بازار کتاب کرد.

سفر شرق از نگاه منتقدان به نوعی زندگی‌نامه داستانی و روایی از کشف و شهود خود اوست و نگاهش به وصف نیروی ایمانی که در وجود او نهاده شده که علی رغم تمامی سستی‌اش، زندگی را برای او تحمل پذیر کرده است و به جسمش نیرو بخشیده است.

در این اثر که از آن به عنوان عجیب‌ترین و خیال‌انگیزترین اثر هرمان هسه یاد شده است، راوی که از عالم واقع به دنیای خیال می‌رود، سعی کرده است ظرایف روح انسان را بیان می‌دارد.
بنیان اصلی این داستان بر کشف ظرایف روح انسان قرار دارد. در ساختار جستجوگری که در کالبد این اثر وجود دارد، پای استدلال و عقل به میان نمی‌آید و داستان سعی دارد به بیان این مساله بپردازد که در طریق حقیقت، بی‌دلیل راه، نمی‌توان به مقصود رسید و جالب اینکه در عرفان ایرانی، می‌توان چنین قاعده‌ای را بسیار یافت.

هرمان هسه نویسنده و نقاش سوئیسی‌الاصل این اثر به عنوان پرخواننده‌ترین نویسنده اروپایی قرن بیستم شناخته شده است. وی در سال ۱۹۴۲ به عنوان برگزیده جایزه ادبی نوبل انتخاب شد.

سروش حبیبی برای نخستین بار این اثر را در سال ۱۳۵۴ منتشر کرده است و به تازگی چاپ چهارم آن توسط انتشارات علمی و فرهنگی روانه بازار کتاب شده است. «سفر شرق» در چاپ تازه خود در ۹۴ صفحه با قیمت ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...