فردا مصادف با دویست وسی وچهارمین سالروز تولد «جین آستن»، نویسنده داستان کوتاه و رمان انگلیسی است که بیش از 47 اقتباس سینمایی و تلویزیونی بر اساس آثار وی انجام شده است.

به گزارش ایبنا، با وجود این آثار
جین آستن همچنان در بین محبوب‌ترین رمان‌های قرن بیستم جای دارند.

آستن در 16 دسامبر سال 1775 به در انگلستان به دنیا آمد و در سال 1817 درگذشت. از جمله آثار وی می‌توان به رمان‌های «غرور وتعصب»، «عقل و احساس»، «اما» و «پارک منسفیلد» اشاره کرد.

در سال 1940 نخستین اقتباس سینمایی از رمان «غرور و تعصب» آستن در سینما انجام شد. رمانی که در نوع خود از یک رکورد در زمینه اقتباس‌های سینمایی برخوردار است. این فیلم را «رابرت لئونارد» کارگردانی کرد و بازیگرانی چون : «لورنس الیویه» و «گریر گارسون» در آن بازی کردند.

در سال 1948 فیلم «اما» بر اساس رمانی دیگر از آستن به همین نام ساخته شد که کارگردانی آن بر عهده «مایکل بری» بود.

اقتباس مهم دیگری که بر اساس یکی دیگر از آثار آستن در دنیای سینما به پرده آمده، فیلمی است که در دهه هشتاد با اقتباس از «غرور وتعصب» و با عنوان «جین آستن در منهتن» ساخته شد. این فیلم را «جیمز آیووری» کارگردانی کرد و بازیگرانی چون «آن باکستر» و «رابرت پاول» در آن بازی کردند.

در سال 1995 فیلم «ترغیب» با اقتباس از دیگر آثار این نویسنده بریتانیایی به تصویر کشیده شد که در این فیلم «سیاران هیندز» و «آماندا روت» به ایفای نقش پرداختند.

«عقل و احساس» از دیگر رمان‌های مطرح آستن است که برای اولین بار در دنیای سینما در فیلمی به کارگردانی «آنگ لی» فیلمساز شرقی به تصویر کشیده شد.در این فیلم که جایزه اسکار را هم به خود اختصاص داد، بازیگرانی چون «کیت وینسلت»، «هیو گرانت» و «اما تامسون» بازی کردند.

«داگلاس مک گراث» در سال 1996 بار دیگر رمان « اما» را به سینما آورد. بازیگران اصلی این فیلم «گوینت پالترو» و «جیمز کاسمو» بودند.

روند اقتباس‌های پر هزینه بر اساس رمان‌های آستن در دهه نود با فیلم «منسفیلد پارک» که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شد، ادامه یافت. این فیلم را «پاتریشیا روزما» کارگردانی کرد.
 
در سال 2000 سینمای هند نیز فیلم پرفروشی را بر اساس رمان «عقل و احساس» ساخت که بازیگرانی چون «آیشویاری رای» و «پوجا باترا» در آن به ایفای نقش پرداختند.

در سال 2003 «غرور وتعصب» در قالبی کمدی و مدرن توسط «آندرو بلک» سینمایی شد و بازیگرانی چون «کم هسکین» و «بن گورلی» ایفاگر نقش های اصلی داستان آستن بودند.

اما مهم‌ترین اقتباس سینمایی بر اساس رمان «غرور و تعصب» در سال 2005 و به کارگردانی «جو رایت» ساخته شد. «کایرا نایتلی»، «رزاموند پایک» و «جنا مالونه» بازیگران اصلی این فیلم بودند.

داستان زندگی «آستن» در فیلم «جین شدن» بر اساس نامه‌های وی در سال 2007 بر پرده سینماهای جهان آمد. «آن هاتاوی» بازیگر نقش آستن در این فیلم بود.

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...