«شاگی بین» [Shuggie Bain] که نخستین رمان داگلاس استوارت [Douglas Stuart] است عنوان برنده بوکر ۲۰۲۰ [The Booker Prize 2020] را از آن خود کرد.

شاگی بین» [Shuggie Bain]  داگلاس استوارت [Douglas Stuart]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «شاگی بین» نخستین رمان این نویسنده آمریکایی – اسکاتلندی است و بر مبنای کودکی خود وی در گلاسکوی دوران تاچر در دهه ۱۹۸۰ و با مادری که با اعتیاد دست و پنجه نرم می کرد، شکل گرفته است.

استوارت ۴۴ ساله این کتاب را به مادرش تقدیم کرده است. وی وقتی پسرش تنها ۱۶ سال داشت بر اثر اعتیاد به الکل جان باخت.

این نویسنده پس از فارغ‌التحصیل شدن از کالج سلطنتی هنر به نیویورک رفت و به عنوان طراح مد شروع به کار و با برندهای مشهور همکاری کرد. او نوشتن را از یک دهه پیش آغاز کرد و نوشته‌هایش ابتدا در لیت‌هاب و نیویورکر منتشر شدند.

وی در مصاحبه‌ای گفت که کتاب «چقدر دیر بود، چقدر دیر» برنده بوکر ۱۹۹۴ نوشته جیمز کلمن بود که زندگی او را عوض کرد و او با آن کتاب توانست با مردم سرزمینش و لهجه آنها روی صفحات کاغذ آشنا شود. وی نوشتن دومین رمانش را هم به پایان برده که داستانش در گلاسکو می‌گذرد.

مارگارت بابسی رییس هیات داوران از این کتاب به عنوان اثری یاد کرد که قرار است یک اثر کلاسیک باشد، یک پرتره متحرک و غوطه‌ور در یک دنیای اجتماعی در هم پیچیده از مردم و ارزش‌هایشان.

وی افزود: این رمان داستان دلخراشی از عشق بی‌قید و شرط آگنس بین و شرایط سخت زندگی او به دلیل اعتیاد به الکل و پسر کوچکش را تصویر می‌کند. شوگی با مسئولیت‌پذیری فراتر از سنش برای نجات مادرش از دست خودش مبارزه می‌کند و هم‌زمان با احساساتش و سوال‌هایی درباره خودش و دیگران روبه‌روست. این رمان با کمال ظرافت و قدرتمندی نوشته شده و به دلیل ظرفیت‌های احساسی و عاطفی فراوانش و با توصیفات دقیقش که ناشی از دقت مشاهده وی است، موجب شده تا هیچ چیز به هدر نرود.

استوارت دومین نویسنده اسکاتلندی است که موفق به کسب این جایزه ادبی می‌شود. وی روز دوشنبه در یک برنامه رسمی کتابخوانی و مصاحبه حضور می‌یابد.

دیگر فینالیست‌های بوکر امسال شامل دایان کوک برای «بیابان جدید»، آونی دوشی برای «شکر سوخته»، برندن تیلور برای «زندگی واقعی»، تسیتسی دانگارمبگا برای رمان «پیکر سزاوار سوگواری» و مازا منگیستی برای «شاه سایه» هر یک ۲۵۰۰ پوند دریافت می‌کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...