«بازی دروغ» نوشته روت ور با ترجمه هانیه دوست‌اوشانی از سوی انتشارات علمی منتشر شد.

به گزارش مهر، «بازی دروغ» با یک راز آغاز می‌شود. رازی که سبب شده است چهار زن که ۱۷ سال پیش در دبیرستان همکلاسی بوده‌اند، پس از همه اینهمه سال دور هم در خانه در حال ویرانی یکی از آن چهارنفر جمع شوند و تصمیم بگیرند که چه باید بکنند.

نکته مهم درباره رمان بازی دروغ این است که این رمان سرشار از تعلیق است. همه داستان‌ها و ماجراها در پرده‌ای از ابهام قرار دارند و خواننده تا انتهای رمان را نخواند متوجه اصل ماجرا نمی‌شود و همین یکباره دریافتن ماجرا، سبب شوک بزرگی می‌شود. شوکی ناشی از اینکه خواننده به هیچ‌وجه حدس نمی‌زده داستان از چه قرار بوده است. پلات اصلی این رمان بر این موضوع بنا نهاده شده است که بازی‌های خطرناکی که احتمالاً شما در نوجوانی انجام می‌دهید در آینده ممکن است به شکل جدی شما را دچار دردسر کند و زندگی خود و خانواده‌تان را به خطر بیاندازد.

روت ور، نویسنده این کتاب، متولد سال ۱۹۷۷ در انگلستان و فارغ‌التحصیل دانشگاه منچستر است. روت ور در حال حاضر یکی از نویسندگان مطرح انگلستان است. اولین کتاب او با عنوان «در یک جنگل تاریک تاریک» در سال ۲۰۱۵ منتشر شد که به سرعت جای خود را در میان علاقه‌مندان به مطالعه گشود و به عنوان کتاب محبوب و پرفروش در انگلستان و آمریکا شناخته شد. روت ور پس از کتاب در یک جنگل تاریک تاریک کتاب جدیدش با عنوان «زنی در کابین شماره ۱۰» را در سال ۲۰۱۶ به نگارش درآورده و به چاپ رساند. کتاب زنی در کابین ۱۰ محبوبیتی بیش از اثر اول او داشت و به زودی در فهرست کتاب‌های پرفروش دنیا و مهم‌ترین آنها یعنی نیویورک‌تایمز قرار گرفت. او شیفته آگاتا کریستی بوده و در آثارش به سبک او نزدیک می‌شود.

یک ویژگی جالب رمان «بازی دروغ» این است که یکی از این ۴دختر، دختری مسلمان به نام فاطیماست که با همسر خود علی زندگی می‌کند، شرح ماجرای حجاب انتخابی فاطیما و مشکلاتی که او به عنوان یک مسلمان در میان غیر مسلمانان دارد، یکی از نقاط جذاب این رمان به خصوص برای مردم کشور ما می‌تواند باشد.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «صدای مری توی سرم با صدای گام‌هایم در پیاده‌رو در هم می‌آمیخت، تقریباً داشتم می‌دویدم و از سالتن فرار می‌کردم گریه‌های فریا تبدیل به ضجه شده بود و هرچه بیشتر جیغ می‌زدم قدم‌های من تندتر و بلندتر می‌شد…»

رمان «بازی دروغ» نوشته روت ور با ترجمه هانیه دوست‌اوشانی از سوی انتشارات علمی با قیمت ۳۹,۵۰۰ تومان در ۳۵۰ صفحه منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...