الودی هارپر [Elodie Harper] برای کتاب «لانه گرگ» [The Wolf Den] برنده جایزه ادبی گلس بل [Glass Bell award 2022] شد. این جایزه بریتانیایی به بهترین روایت داستان در همه ژانرها از رمان‌های عاشقانه گرفته تا داستان‌های تاریخی و ادبی اهدا می‌شود.

الودی هارپر [Elodie Harper] لانه گرگ» [The Wolf Den]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ارزش این جایزه 2000 پوند  معادل 3390 دلار است.

کتاب هارپر نخستین رمان از یک سه‌گانه است که زندگی زنان برده در پامپئی را به تصویر می‌کشد. داستان کتاب درباره آمارا، زن جوانی است که توسط مادرش برای بردگی فروخته می شود، او مصمم است آزادی خود را دوباره به دست آورد. این کتاب در سال 2021 از سوی انتشارات آپولو منتشر شده است.

الودی هارپر با کتاب «لانه گرگ» در رقابت با پنج نویسنده دیگر شامل هفسا زیان (ما همگی پرندگان اوگانداییم)، لوسی هلند (آواز خواهرانه)، جنیفر سینت (آریان)، ویرجینیا فیتو (خانم مارچ) و لورا شفرد روبینسون (دختران شب) به عنوان نامزدهای نهایی که در ماه جولای اعلام شده بودند، انتخاب شد.

برنده سال گذشته جایزه گلس بل، کلر ویتفیلد برای تریلر تاریخی «آدم‌های کسی که رها شده (سر زئوس)» برداشتی از داستان جک قاتل بود.

الودی هارپر، برنده جایزه گلس بل 2022 روزنامه‌نگار و نویسنده است که در سال 2016 به خاطر داستان کوتاه «شنای وحشی» برنده جایزه داستان کوتاه با داوری استفان هاوکینگ شده است. از دیگر رمان‌های هارپر می‌توان به «خانه‌ای با در طلایی» و «آواز خاموش» اشاره کرد.

جایزه گلس بل که از سوی کتابفروشی گولدز بوروی لندن پایه‌گذاری شده است، از سال ۲۰۱۷ هر سال به بهترین روایت داستان در همه ژانرها از رمان‌های عاشقانه گرفته تا داستان‌های تاریخی و ادبی اهدا می‌شود. به نویسنده منتخب، علاوه بر دو هزار پوند پول نقد، به مناسبت عنوان این جایزه، یک زنگوله شیشه‌ای دست‌ساز نیز اعطا می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...