رمان «جُفت‌شده» [Matched] نوشته الی کاندی [Ally Condie] و با ترجمه عاطفه حاجی‌آقایی از سوی انتشارات پیدایش به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

جفت‌شده» [Matched] نوشته الی کاندی [Ally Condie]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب به عنوان جدیدترین اثر در مجموعه «عاشقانه‌های عجیب» و در گروه جوان این نشر منتشر شده است.

الی کاندی در این اثر داستان «کاسیا» را روایت می‌کند که در اتخاذ تصمیمی مهم برای زندگی‌اش به دنبال دریافت یک پیام به شک می‌افتد. او برای انتخاب میان آنچه به عنوان کمال برای او معرفی شده و آنچه خواسته دلش است، به تردیدی که داستان «جُفت‌شده» را به همراه دارد، گرفتار می‌شود.

در توضیحی بر این کتاب آمده است: «پس از فروپاشی تمدن در اثر گرمایش زمین، نظامی جدید و کمونیست به نام جامعه تشکیل می‌شود که هدفش تضمین رفاه، کارایی، سلامت و طول عمر جامعه است. کاسیا همیشه اعتقاد داشت که انتخاب‌های جامعه کاملا به مصلحت همه است؛ بنابراین، وقتی تصویر «زندر»، دوست صمیمی‌اش روی صفحه نمایش جفت‌یاب ظاهر می‌شود، تردید نمی‌کند که او برایش بهترین زوج است، تا اینکه درست پیش از خاموش‌شدن صفحه، تصویر دوست دیگرش، «کای» هم لحظه‌ای ظاهر می‌شود.»

رمان «جُفت‌شده» نوشته الی کاندی، در 388 صفحه، با شمارگان 1000 نسخه، به قیمت 92‌هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه عاطفه حاجی آقایی، از سوی انتشارات پیدایش به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...