کتاب «دوستی از هم گسیخته» [An interrupted friendship] نوشته، اِتل لیلیان وینیچ [Ethel Lilian Voynich] با ترجمه رقیه نوروزی توسط انتشارات نویسندگان پارس در شیراز منتشر شد.

دوستی از هم گسیخته» [An interrupted friendship] نوشته، اِتل لیلیان وینیچ [Ethel Lilian Voynich]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رقیه نوروزی، مترجم کتاب در باره «دوستی از ‌هم ‌گسیخته» گفت: همیشه احساس می‌کردم که کتاب‌ها می‌توانند ما را ببینند و بشنوند. دست ما را بگیرند و با اقلیم‌هایی که نمی‌شناسیم، صداهایی که نمی‌شنویم، رنگ‌هایی که نمی‌بینیم، احساساتی که نمی‌چشیم، آشنا کنند.

وی افزود: کتاب «دوستی از ‌هم ‌گسیخته» با عنوان اصلی(An Interrupted Friendship)، شرح زندگی قهرمان داستان «خرمگس» در آمریکای جنوبی است. با مطالعه این کتاب متوجه رنج‌ها و تجربیات قهرمان داستان خواهیم شد. رازهای آرتور در کتاب خرمگس در کتاب «دوستی از هم گسیخته» فاش می‌شود. این کتاب، گرچه تا حد زیادی از درون‌مایه‌های عاشقانه همچون رمان خرمگس تهی است؛ اما می‌توان آن را رمانی اخلاقی و فلسفی به شمار آورد. نویسنده در این کتاب، با هنرمندی هر چه تمام‌تر، خواننده را به عمق جنگل‌های آمازون می‌کشاند و با فراز و فرود و سختی‌ها و خطرات قهرمانان داستان آشنا می‌کند.

این بانوی مترجم تصریح کرد که مطالعه این کتاب بدون خواندن خرمگس تا حدی نامفهوم خواهد بود. نظر به این‌که این کتاب به نوعی ادامه «خرمگس» به شمار می‌رود، خواننده باید از چگونگی حوادث کتاب «خرمگس» اطلاع و آگاهی داشته باشد، در ضمن، این ترجمه، اولین ترجمه فارسی «دوستی از هم‌گسیخته» است. امیدوارم این ترجمه مورد پسند همگان قرار گیرد.

اِتل‌لیلیان وینیچ، در سال 1864 دیده به جهان گشود. پدرش پروفسور ریاضیات بود و مادرش مری‌اورست درباره مسائل اجتماعی مقالاتی می‌نوشت. در سال 1887، طی سفری به روسیه با ویلفرد مایکل ‌وُینیچ که یک انقلابی لهستانی بود ازدواج کرد. از سال 1893، ترجمه آثار کاشین، گوگول، داستایفسکی و گروهی دیگر از نویسندگان روس را آغاز کرد.

پس از آن، نخستین رمان خود را به نام «خرمگس» به چاپ رساند که با معروفیتی که کسب کرد فیلم‌هایی از روی آن ساخته شد. پس از نگارش دو رمان «جک‌ریموند» و «الیو یالتام»، در سال 1910 دوباره به شخصیت اصلی رمان خرمگس بازگشت؛ و به شرح زندگی او در آمریکای جنوبی پرداخت که حاصل آن کتاب «دوستی گسیخته شده» است.

وی در سن هشتاد‌سالگی رمان جدید خود را با نام «کفشت را بکن» به پایان برد که بار دیگر به چهره خرمگس در شرح خاندان مادری خرمگس متوسل می‌شود. اِتل لیلیان وینیچ، در غروب سال 1960 و در 96 سالگی چشم از جهان فرو بست. به افتخار او سیارک 2030 (دو هزار و سی و دومین سیارک کشف شده در سال 1970) به نام «اِتل» نامگذاری شد.

«دوستی از هم گسیخته»، نوشته، اِتل‌لیلیان وینیچ، با ترجمه رقیه نوروزی و با ویراستاری کرامت یزدانی(اشک)، در ۵۱۴ صفحه در قطع رقعی توسط انتشارات نویسندگان پارس منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...