«جست‌وجو در مدرسه» [Enquête au collège] عنوان اثری از ژان فیلیپ آرو وینیود [Jean Philippe Arrou Vignod] است که با ترجمه‌ی نیلوفر اکبری برای سومین بار از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شده است.

جست‌وجو در مدرسه» [Enquête au collège]  ژان فیلیپ آرو وینیود [Jean Philippe Arrou Vignod]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، آرو وینیود نویسنده‌ی فرانسوی در این اثر روایت رمی فارامون را از زندگی در خوابگاه مدرسه بیان می‌کند. رمی که ۱۳ سال دارد با همکلاسی‌هایش ماجراهایی طنز را خلق می‌کنند که از زبان خود او یا دوستانش نقل می‌شود.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: در مدرسه چه اتفاقی افتاده است؟ چه کسی شب‌ها در راهروهای خالی مدرسه رفت و آمد می‌کند؟ زیرزمین‌های مدرسه که تا به حال هیچ شاگردی به آن‌جا نرفته است، چه رازی را در خود مخفی کرده‌اند؟ چه کسی کلاس علوم را به هم ریخته است و به آقای کورنو مسئول آزمایشگاه حمله کرده است؟ آقای مدیر بین شاگردان خوابگاهی دنبال مقصر می‌گردد… برای رمی، پ.پ کول‌ور و ماتیلد فقط یک راه وجود دارد: خودشان حقیقت را کشف کنند.

کتاب «جست‌وجو در مدرسه» مناسب مخاطبان بالای ۱۵ سال (نوجوان) است و از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با رعایت قانون کپی‌رایت از انتشارات Gallimard Jeunesse کشور فرانسه خریداری شده است.

سرژ بلوش به عنوان تصویرگر این اثر نیز تصاویری خطی و طنز را به مخاطبان ارائه کرده است.
کتاب ۱۰۸ صفحه‌ای «جست‌وجو در مدرسه» اولین بار در سال ۱۳۹۵ منتشر شد. اکنون در سومین نوبت چاپ با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه به چاپ رسیده است تا شمارگان آن در مجموع به ۹ هزار نسخه برسد.

این کتاب به قیمت ۱۵ هزار تومان از فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر کشور، فروشگاه اینترنتی محصولات کانون و فروشگاه‌های محصولات فرهنگی قابل خریداری است.

«از مجموعه داستان‌های جست‌وجو در مدرسه» کتاب «معلم ناپدید شده» نیز از سوی انتشارات کانون به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...