بنیانگذار مایکروسافت به سنت هر فصل، فهرست کتاب‌هایی را که برای تابستان ۲۰۱۹ مناسب می‌داند با علاقه‌مندانش به اشتراک گذاشت.

به گزارش مهر به نقل از تایمز، بیل گیتس در بلاگ رسمی‌اش به معرفی کتاب‌هایی پرداخت که به تازگی خوانده و آنها را برای مطالعه در فصل تابستان پیشنهاد کرد.

وی نوشت: هیچیک از این کتاب‌ها چنانچه بیشتر مردم فکر می کنند کتاب‌های ساده‌ای نیستند و هر یک به نوعی به انقطاعی تاریخی می‌پردازند؛ از اتحاد جماهیر شوروی و انقلاب بلشویکی تا آمریکا در دوره جنگ و یا ارزیابی سیستم اقتصادی جهان...

این کتاب‌ها عبارتند:

«نتیجه رزی» رمانی نوشته گریم سیمسون؛
این کتاب نوشته رمان‌نویس استرالیایی و قسمت سوم از سه‌گانه‌ای است که نخستین جلد آن سال ۲۰۱۳ منتشر شد. گیتس نوشته است: اگر دو جلد نخست آن را نخوانده‌اید فرصت مناسبی است که در تابستان این کار را انجام دهید.

«چگونه زنان قوی دنیا را تغییر می‌دهند»؛ نخستین کتابی است که ملیندا گیتس نوشته و در آن درس‌هایی را که در طول دو دهه از زنانی که با آنها ملاقات کرده گرفته، برشمرده است.
بیل گیتس نوشته است: می‌دانم متعصب هستم، ولی این کتاب واقعاً خوب و یکی از بهترین کتاب‌هایی است که امسال تا اینجا خوانده‌ام.

«تحول» نوشته جرد دیاموند
گیتس نوشته: یکی از بزرگ‌ترین طرفداران کتاب‌هایی هستم که جرد می‌نویسد و جدیدترین کتاب او هم در این میان استثنا نیست. در این کتاب چگونگی واکنش جوامع در دوران بحران بیان شده است. او مجموعه‌ای از مطالعات جذاب را درباره اینکه چگونه ملت‌ها در چالش‌های حیاتی مانند جنگ داخلی، تهدیدهای خارجی و نارضایتی‌های عمومی عمل می‌کنند، در این کتاب ارایه کرده است. شاید به نظر کمی افسرده‌کننده بیاید اما وقتی من این کتاب را تمام کردم بیش از هر زمان دیگر به قدرت حل مشکلات واقف شدم.

«۹ پینت» نوشته رز جورج
عنوان کامل این کتاب هست «۹ پینت: سفری در پول، پزشکی و عجایب خون». گیتس نوشته است: همانطور که عنوان کتاب نشان می‌دهد این کتاب درباره همه اسراری است که درباره خون وجود دارد. این نویسنده در شرایطی تصمیم به نوشتن کتاب کرد که خودش از یک بیماری نادر خونی رنج می‌برد. بیش‌تر مردم ۹ تا ۱۲ پینت (پینت به معنی یک هشتم گالن) خون در بدنشان دارند و خانم جورج در این کتاب ۹ روایت متفاوت درباره خون و تابوهای متفاوت درباره آن را روایت کرده است.

«یک جنتلمن در مسکو» نوشته آمور تاولز
گیتس درباره این کتاب که رمانی است که سال ۲۰۱۶ پرفروش شد نوشته است: بعد از خواندن این کتاب من هم در جرگه طرفدارانش قرار گرفتم. کتاب تاولز درباره بازداشت خانگی یک کُنت در هتلی در مسکو و کتابی است که هر کسی از خواندنش لذت می‌برد. حتی اگر به اندازه من شیفته کتاب‌های روسی نباشید (من همه کتاب‌های داستایوسکی را خوانده‌ام) باز هم از آن لذت می‌برید. از این کتاب قرار است به زودی سریالی تلویزیونی با بازی کنت برانا ساخته شود.

«روسای جنگ» نوشته مایکل بیچلاس
در این کتاب نویسنده نگاهی تازه به آنچه موجب شده تا رهبران آمریکا بخواهند در قرن نوزدهم وارد جنگ شوند ارایه کره است. نویسنده با بررسی نامه‌ها و مطالعه آثار به جامانده و مستندات طبقه‌بندی شده این کتاب را نوشته است. گیتس افزوده است: جنگ ویتنام مهمترین دلیلی بود که این کتاب را به دست گرفتم. درس‌هایی که می‌شود از هر جنگی گرفت در این کتاب به خوبی تبیین شده است.

«آینده سرمایه‌داری: مواجهه با اضطراب‌های جدید» نوشته پل کولیر
گیتس می‌نویسد: نویسنده در این کتاب به بررسی موضوعی پرداخته که فکر بسیاری از مردم را این روزها به خودش جلب کرده است. گرچه من با همه دیدگاه‌های وی موافق نیستم اما سابقه اقتصادی وی به عنوان یک اقتصاددان توسعه چشم اندازهای هوشمندانه‌ای را که در برابر سرمایه‌داری وجود دارد، به خوبی تصویر می‌کند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...