نماینده ادبیات چین در ایران | ایبنا


کتاب «خانه حصیری» [Straw house یا Cao fang z] اثر سائو ونشوان [Wenxuan Cao]، نویسنده مطرح چینی با ترجمه ابراهیم عامل محرابی و با رعایت کپی رایت از سوی نشر ویدا منتشر شد.

خانه حصیری» [Straw house یا Cao fang z] اثر سائو ونشوان [Wenxuan Cao

ادبیات چین همانند ایران از کهن‌ترین ادبیات جهان با قدمتی 3000 ساله شمرده می‌شود. زیبایی و قدمت ادبیات چین سبب شده تا در بسیاری از کشورها مورد استقبال قرار گیرد و از آن سخن بگویند. ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده است و کتاب‌های چینی رفته رفته جای خود را در میان خوانندگان ایرانی باز کرده‌ است. ‌یکی از نویسندگان مطرح چینی که چند اثر از او به فارسی ترجمه شده است، سائو ونشوان (Cao Wenxuan) است.

سائو ونشوان متولد 1954 است. وی استاد زبان و ادبیات چینی و همچنین نائب رئیس انجمن نویسندگان در پکن است. آثار متعددی از این نویسنده منتشر شده است که از آن جمله می‌توان به بزهایی که علف بهشتی نمی خورند، خانه حصیری، کاشی‌های قرمز، برونز و آفتاب‌گردان، چشم‌های اژدها، دینگ دینگ و دنگ دنگ و... اشاره کرد. علاوه بر آن، سائو ونشوان بیش از پنجاه کتاب مصور به چاپ رسانده است که در نوع خود از بهترین‌ها محسوب می‌شوند. کتاب خانه حصیری او در چین بیش از 300 بار به چاپ رسیده و 15 میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.

برخی از آثار او همچون برونز و آفتاب‌گردان، خانه حصیری و کاشی‌های قرمز به بیش از 70 زبان از جمله فارسی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، یونانی، ژاپنی، کره ای، سوئدی، دانمارکی، پرتغالی، روسی، ایتالیایی و... ترجمه شده است.

سائو ونشوان برنده بیش از 60 جایزه بزرگ
سائو توانسته است با آثار فوق‌العاده خود بیش از شصت جایزه بزرگ ملی را از آن خود کند. برخی از جوایزی که او موفق به دریافت آن‌ها شده است، عبارتند از جایزه ادبیات کودکان سونگ چینگ لینگ، جایزه ادبی کودکان بینگ شین، جایزه کتاب ملی، جایزه خروس طلایی بهترین نوشته، جایزه پروانه طلایی جشنواره فیلم، جوایز ادبی پکن و از همه مهم‌تر آن که سائو ونشوان تنها نویسنده چینی است که به فهرست کوتاه نامزدان جایزه بزرگ هانس کریستین اندرسن (2016) راه یافته است. این‌ها تنها بخشی از افتخاراتی است که نویسنده بزرگ چینی، سائو ونشوان کسب کرده است.

هیئت داوران دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، پس از اعلام جایزه چنین نظر داد: «سائو ونشوان به زیبایی درباره زندگی پیچیده کودکانی می‌نویسد که با چالش‌های بزرگ رو‌به‌رو هستند. او نویسنده‌ای متعهد است که دوران کودکی دشوارش تأثیر فراوانی بر نوشته‌هایش داشته است؛ نوشته‌هایی که پاسخ ساده‌ای در آن‌ها وجود ندارد. پرونده موفقیت ایشان تکمیل است و همواره در حال تلاش و خلق آثار ادبی در زمینه‌های متعدد هستند.»

مقدمه خانه حصیری
یکی از آثار پرطرفدار سائو، کتاب «خانه حصیری» است که ابراهیم عامل محرابی آن را ترجمه و نشر ویدا با رعایت کپی رایت منتشر کرده است. او مقدمه‌ای اختصاصی برای خوانندگان ایرانی نگاشته است که در ابتدای این کتاب آورده شده است. سائو ونشوان از فراهم آمدن امکان چاپ کتاب خانه حصیری در ایران ابراز خرسندی و از ایران به نیکی یاد کرده است. سائو می‌گوید: «هنگامی که آگاه شدم کتاب خانۀ حصیری در ایران منتشر خواهد شد، بسیار خرسند شدم و بی‌اختیار یاد دیدار دلپذیر با خوانندگان ایرانی در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در بهار سال 2019 و نیز کوه‌های پوشیده از برف و مناظر طبیعی و فرهنگی فراموش‌نشدنی که در ایران دیده بودم، در خاطرم زنده شد.».

او به یک ویژگی مهم در این نوشته برای مخاطب ایرانی پرداخته است: «در آثار من، روان بودن آب را احساس خواهید کرد زیرا تمام وجودم از آب است. خانه حصیری و سایر آثار من نیز زاده آب هستند... خانۀ من کنار رودخانه‌ای بزرگ است.» این منظره را بیشتر از هر منظره‌ای دوست دارم و در واقع این جملۀ جذاب را بارها در آثار خود آورده‌ام؛ درست همان زمان بود که وارد دنیای آب شدم. رودخانه‌ای بزرگ و پوشیده از مه با ‌قطرات ریز آب که در هوا شناورند. آب در تلاطم است و نوشته‌های من نیز همچون امواج آب در جوش و خروش هستند.»

روحیه لطیف سائو ونشوان در قلم زیبای او به‌وضوح دیده می‌شود و روشن است که چطور با احساس و در آرامش خاطر با کلماتی زیبا احساسات خود را بیان می‌کند. با مطالعه بیشتر آثار سائو متوجه سبک روستانویسی ایشان می‌شویم. زیبایی خاصی در این سبک نهفته است و اهل مطالعه این سبک از نگارش را به خوبی می‌شناسند که ظرافت و زیبایی منحصر به فردی دارد. در مقام مقایسه با نویسنده‌های ایرانی، سبک ایشان را می‌توان لابه‌لای نوشته‌های هوشنگ مردای کرمانی از روستای سریچ به خوبی دید. هوشنگ مردای کرمانی را با آثار ناب او می‌شناسیم که از جمله می‌توان به قصه‌های مجید، مهمان مامان، داستان صنوبر و... اشاره کرد. کمتر کسی پیدا می‌شود با این آثار آشنایی نداشته باشد.

کتاب خانه حصیری با قلم زیبای سائو ونشوان به سبک روستانویسی نوشته شده است و از آن جا که تجربه نشان داده است این سبک به نیکی در دل ایرانی‌ها جای می‌گیرد (همچنان که با یادآوری آثار هوشنگ مرادی کرمانی، خاطره خوشی در ذهن‌ها ایجاد می‌شود) با مطالعه کتابِ خانه حصیری می‌توان لحظاتی به یاد ماندنی را تجربه کرد. خانه حصیری از آن دست کتاب‌هایی است که به محض شروع مطالعه، تا پایان آن را رها نخواهید کرد زیرا در هر سطر آن وقایع زیبایی رخ می دهد که رغبت مطالعه و دنبال کردن آن را در خواننده دوچندان می‌کند.

قلم سائو ونشوان به گونه‌ای است که آوازه نام وی به سبب کتاب‌هایی که در حوزه کودک و نوجوان نوشته است به گوش همگان رسیده است و هم‌اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا کتاب‌های سائو به چاپ رسیده است. کمتر نویسنده‌ای در دنیا هست که کتاب‌های او به زبان‌های متعدد ترجمه می‌شود و مورد استقبال بسیاری قرار می‌گیرد. همین قدرت قلم او باعث شده است که کتاب‌های وی در ایران نیز مورد استقبال قرار بگیرد. سفر باد و برادر باد از جمله آثار دیگر اوست که به زبان فارسی ترجمه شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...