با انتخاب تی. کینگفیشر [T. Kingfisher] به عنوان برنده جایزه ادبیات علمی-تخیلی «هوگو»، زنان برای چندمین سال متوالی این جایزه را به خود اختصاص دادند.

 اورسولا ورنون [Ursula Vernon] تی. کینگفیشر [T. Kingfisher] گزنه و استخوان» [Nettle & Bone]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، برندگان جایزه ادبیات علمی-تخیلی و فانتزی «هوگو» در سال ۲۰۲۳ اعلام شدند و رمان «گزنه و استخوان» [Nettle & Bone] نوشته تی. کینگفیشر برنده جایزه اصلی بهترین رمان شد.

تی. کینگفیشر نام مستعار نویسنده آمریکایی اورسولا ورنون [Ursula Vernon] است که امسال موفق به کسب جایزه بهترین رمان از جایز ادبی هوگو شد. این رمان فانتزی تاریک و فمینیستی داستان قهرمانی را دنبال می کند که امور را به دست خود می‌گیرد تا خواهرش و سایر زنان را از یک سیستم سوءاستفاده‌گر رها کند.

این هفتمین سالی است که یک زن برنده بهترین رمان «هوگو» می‌شود. سال گذشته «مارتا ولز» برای رمان «اثر شبکه» برنده این جایزه ادبی شده بود.

از زمانی که این جایزه در سال ۱۹۵۳ تاسیس شد تا سال ۱۹۷۰ هیچ زنی موفق به کسب جایزه بهترین رمان «هوگو» نشده بود. در آن سال «اورسلا لو گویین» برای «دست چپ تاریکی» به عنوان برگزیده انتخاب شد.

در سایر بخش‌ها جایزه بهترین رمان کوتاه (Novella) به «جایی که دختران غرق‌شده می‌روند» اثر شانان مک گوایر رسید و جایزه بهترین ناوِلت (رمان کوتاه بین ۷۵۰۰ تا ۱۹۰۰۰ کلمه) به «نقاش فضا-زمان» اثر های یا نویسنده چینی اعطا شد.

2023 Hugo Awards

«هوگو» از مهم‌ترین جوایز علمی - تخیلی جهان به حساب می‌آید که از سال ۱۹۵۳ به صورت سالانه آثار داستانی و فانتزی را که به زبان انگلیسی به نگارش درآمده‌اند مورد توجه قرار می‌دهد. این جایزه به نام «هوگو گونزبک» بنیان‌گذار مجله علمی - ‌تخیلی «داستان‌های شگفت‌انگیز» و ابداع‌کننده ترکیب «علمی - ‌تخیلی» نام‌گذاری شده است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...