فرانسوا هانری دزربل [François-Henri Desbel]، نویسنده فرانسوی برای رمان «استاد من و فاتح من» [sir and conqueror] برنده جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه [Grand Prix for the novel of the French Academy 2021] شد.

فرانسوا هانری دزربل [François-Henri Desbel] استاد من و فاتح من» [sir and conqueror]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، فرانسوا هنری دزربل، نویسنده جوان فرانسوی را برای نگارش رمان «استاد من و فاتح من» -که از سوی نشر گالیمار در فرانسه منتشر شده بود به عنوان برنده جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه در سال 2021 معرفی کرد.

هلن کارر دانکاس،‌ از اعضای آکادمی فرانسه درباره نویسنده برگزیده گفت «آکادمی تنها به استقبال از نویسندگان و استعداهای تثبیت‌شده بسنده نمی‌کند. فرانسوا هانری دزربل یک نویسنده واقعی است که من فقط آینده او را به عنوان یک نویسنده موفق می‌بینم.»

«استاد من و فاتح من» -که تاکنون 4 هزار نسخه از آن در فرانسه به فروش رفته- رمانی طنز درباره یک نویسنده است که به دنبال دستگیری بهترین دوستش به دادگاه احضار می‌شود. راوی در این رمان به ذکر و شرح جزئیات داستان عشق پرشور و پرآشوب بین دو شخصیت اصلی رمان، تینا و وسکو می‌پردازد.

فرانسوا-هنری دزربل بعد از اعلام برگزیدگی در این جایزه گفت: «نوشتن این رمان بعد از خواندن کتاب «زیبای ارباب» آلبر کوئن اتفاق افتاد. این کتاب یک رمان عاشقانه و یکی از خنده‌دارترین کتاب‌هایی است که خوانده‌ام؛ کتابی که در سال 1968 هم برنده جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه شد و این خوشبختی بزرگی برای من است که نیم‌قرن بعد ببینم رمانم همین جایزه را برده است.»

فرانسوا-هنری دزربل، نویسنده 34ساله فرانسوی است. او با انتشار اولین کتاب خود -که یک مجموعه داستان با عنوان «چهره‌ام را به مردم نشان خواهی داد» است- برنده چندین جایزه ادبی در فرانسه شد. دو سال بعد رمانی با عنوان «اواریست» درباره اواریست گالوا، نابغه فرانسوی منتشر کرد؛ ریاضیدانی که در سن 20 سالگی در جریان یک دوئل کشته شد. کتاب دیگر او با عنوان «یک ام. پیکلنی خاص» تحقیق ادبی درباره شخصیت مخلوق رومن گاری است و تنها رمانی نیز بود که در سال 2017 برای شش جایزه مهم ادبی در فرانسه نامزد شد.

سال گذشته اتین دومونتتی، نویسنده فرانسوی برای رمان «آزمایش بزرگ» -که از سوی انتشارات استوک در فرانسه منتشر شده بود- به‌عنوان برنده این آکادمی در سال 2020 معرفی شد.

جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه یکی از قدیمی‌ترین و معتبرترین جوایز ادبی در فرانسه است که از سال ۱۹۱۸ هرساله توسط فرهنگستان فرانسه به برنده اعطا می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...