به گزارش روابط عمومی موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی، نتایج نظرسنجی از بازدیدکنندگان سی و دومین نمایشگاه کتاب تهران به قرار زیر است:

٥٥,٩ درصد پاسخگویان از مترو برای حضور در محل نمایشگاه کتاب استفاده کردند.

٥٨,٢ درصد پاسخگویان معتقدند مصلی تهران، مکان مناسبتری برای برگزاری نمایشگاه کتاب است.

٨٦,١ درصد پاسخگویان از امکان دسترسی راحت به محل برگزاری نمایشگاه کتاب رضایت داشتند.

٥٤,٢ درصد بازدیدکنندگان از سهولت دسترسی به غرفه‌ها رضایت داشتند.

٤٤,٦ درصد بازدیدکنندگان از علائم داخل نمایشگاه برای راهنمایی به سمت غرفه‌های ناشرین رضایت داشتند. از سوی دیگر ٣٢.٢ درصد پاسخگویان میزان رضایت خود از علائم راهنمایی داخل نمایشگاه را کم و خیلی کم اعلام کردند.

٨٣,٧ درصد پاسخگویان از بخش ناشران عمومی نمایشگاه کتاب تهران بازدید کردند. ٧٥.٣ درصد این دسته از پاسخگویان رضایت خود را در سطح زیاد و خیلی زیاد اعلام کردند.

٣٦,٣ درصد از پاسخگویان از بخش ناشران کودک و نوجوان بازدید کردندکه ٧٦.٩ درصد آنان از این بخش راضی بودند.

٣٤,٢ درصد افراد پاسخگو از بخش ناشران دانشگاهی نمایشگاه کتاب بازدید کردند. از بین پاسخگویانی که از بخش ناشران دانشگاهی نمایشگاه کتاب بازدید کردند، ٦٥.٤ درصد از این بخش رضایت زیاد داشتند.

٢٣ درصد پاسخگویان از بخش ناشران آموزشی و کمک درسی دیدن کردند که ٧٩,٢ درصد آنان رضایت خود از این قسمت نمایشگاه را در سطح زیاد و خیلی زیاد ارزیابی کردند.

٢٧,٨ درصد پاسخگویان از بخش ناشران بین‌الملل و خارجی در نمایشگاه کتاب بازدید کردند که از بین آنان ٥٨.٧ درصد از این بخش راضی بودند.

تنها ٣,٣ درصد افراد پاسخگو به قسمت‌های جنبی و فرهنگی نمایشگاه کتاب رفتند که ٥٦.٨ درصد آنان از فعالیت‌های این بخش راضی بودند.

٦٨,٢ درصد پاسخگویان از تعداد ناشران شرکتکننده در نمایشگاه کتاب رضایت داشتند.

٦٤ درصد بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب میزان رضایت خود از حضور ناشران شناخته شده و معتبر داخلی را در حد زیاد و خیلی زیاد ارزیابی کردند.

٦٢,٢ درصد بازدیدکنندگان از کیفیت کتاب‌های حاضر در نمایشگاه کتاب راضی بودند.

٤٤,١ درصد از پاسخگویان نسبت به تخفیف‌های در نظر گرفته شده از سوی ناشران رضایت نداشتند.

٣٧,١ درصد پاسخگویان از قیمت کتب عرضه شده در نمایشگاه رضایت داشتند این در حالی است که ٤١.٢ درصد آنان قیمت کتاب را بالاتر از حد انتظار خود اعلام کردند.

٧٧,١ درصد پاسخگویان از تنوع کتاب‌های موجود در نمایشگاه کتاب راضی بودند.

٤١,٢ درصد پاسخگویان از اطلاع رسانی درباره دسترسی به کتاب یا غرفه مدنظرشان رضایت داشتند. از سوی دیگر با اختلاف اندکی نسبت به این دسته از افراد پاسخگو ٣٧.١ درصد آنان میزان رضایت خود در این زمینه را در سطح کم و خیلی کم ارزیابی کردند.

بیشترین بخش مورد بازدید در سی و دومین دوره نمایشگاه کتاب، ناشران عمومی بوده و بخش ناشران بین‌الملل و خارجی نیز نسبت به سایر بخش‌های نمایشگاه کتاب کمتر مورد استقبال قرار گرفته است.

٣٠,٦ درصد افراد پاسخگو از بن کتاب استفاده کردند که از این میان، ٤١ درصد پاسخگویان، حدود یک پنجم خرید خود را از طریق بن کتاب انجام دادند.

از میان پاسخگویانی که از بن کتاب استفاده کردند، ٨١,٩ درصد آنان دارای بن دانشجویی و طلاب بودند. بن‌های سازمان‌ها و نهاد‌ها (٧.٢ درصد) و اهل قلم (٣.٦ درصد) نیز از دیگر موارد دارای بیشترین فراوانی در بین این دسته از افراد بود.

٨٥,٦ درصد افراد پاسخگو از شعار امسال نمایشگاه کتاب مطلع نبودند و تنها ١٤.٣ درصد افراد پاسخگو از شعار امسال اطلاع داشتند. از میان پاسخگویی که از شعار امسال نمایشگاه اطلاع داشتند، ٤٢.٧ درصد آن را زیاد و خیلی زیاد موثر دانستند. ٤١.٣ درصد این دسته از پاسخگویان نیز اثربخش بودن شعار امسال را کم و خیلی کم ارزیابی کردند.

مهمترین نقطه قوت نمایشگاه از دیدگاه بازدیدکنندگان، دسترسی آسان به محل برگزاری نمایشگاه کتاب است. بعد از آن تنوع کتاب‌ها عرضه شده در نمایشگاه، مکان برگزاری و تنوع و تعدد ناشرین حاضر در مطرح شدند.

افزایش امکانات رفاهی از دیدگاه بازدیدکنندگان، مهمترین پیشنهاد مطرح شده از سوی پاسخگویان است. همچنین بهبود اطلاع رسانی، تغییر محل برگزاری و برگزاری نمایشگاه در شهر آفتاب در رده‌های بعدی پیشنهادات بازدیدکنندگان قرار دارد.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...