رمان «رویای تبت» نوشته فریبا وفی توسط نشر مرکز به چاپ بیست‌وچهارم رسید.

به گزارش مهر، داستان این‌کتاب درباره رویای مشترک آدم‌هایی است که می‌خواهند دور از سرخوردگی‌ها و تحمیل‌هایی از هر نوع که آنها را از تجربه واقعی زندگی بازمی‌دارد، آزاد فکر و زندگی کنند. آدم‌های این‌داستان فریبا وفی همگی در جستجوی چیزی هستند؛ برخی در جستجوی عشق، برخی همدلی، برخی امید، امنیت و برخی هم تفاهم. آدم‌های این‌داستان دنبال جایی برای بهتر زندگی‌کردن و دوست‌داشتن هستند؛ یعنی رویایی که به نظر می‌آید شکست خورده اما همچنان به‌شکل یک رویا باقی مانده است.

«رویای تبت» در سال ۸۵ برنده جایزه بنیاد هوشنگ گلشیری و لوح تقدیر هفتمین جایزه مهرگان ادب شد. این‌کتاب و رمان‌های «پرنده‌ی من»، «ترلان»، «رازی در کوچه‌ها»، «ماه کامل می‌شود»، «بعد از پایان» و مجموعه‌داستان «حتی وقتی می‌خندیم» از جمله آثار این‌نویسنده هستند که توسط نشر مرکز چاپ شده‌اند.

رمان «رویای تبت» به زبان آلمانی نیز ترجمه و در این‌کشور منتشر است.

چاپ بیست و چهارم این‌کتاب با ۱۸۰ صفحه و قیمت ۲۵ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...