پژوهشگر نام‌آشنای حوزه خاقانی‌پژوهی در اقدامی خلاقانه، با اقتباس از «شازده کوچولو» دست به آفرینش داستانی زده که بازگوکننده دغدغه‌های انسانی و اخلاقی است.

شازده کوچولو و پیرمرد معصومه معدن‌کن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، «شازده کوچولو»، اثر آنتوان دوسنت اگزوپری، یکی از مشهورترین آثار داستانی است که تاکنون خلق شده است. این اثر که داستانی سورئالیستی از عشق و هستی است، از منظر یک کودک که از سیاره ب 612 آمده و پرسش‌های بسیاری در ذهن دارد، روایت می‌شود.

اگزوپری خلبان اهل ذوقی بود که از او سه عنوان اثر به یادگار مانده است. او هرچند در کارنامه ادبی خود آثار دیگری چون «زمین انسان‌ها» و «پرواز شبانه» را نیز ثبت کرده، اما با «شازده کوچولو» جاودانه شد. داستانی که سومین اثر داستانی پرمخاطب قرن بیستم لقب گرفت و تاکنون پرفروش‌ترین اثر تک جلدی در جهان شناخته می‌شود. داستان اگزوپری تاکنون به 300 زبان و گویش ترجمه شده و بارها مورد بازآفرینی ادبی و هنری قرار گرفته است.

«شازده کوچولو» در ایران نیز از جمله آثار پرمخاطب است که بارها به قلم مترجمان مختلف به فارسی برگردانده شده است؛ از ابوالحسن نجفی تا احمد شاملو و دیگران. توجه ایرانی‌ها به این اثر در دهه‌های اخیر سبب شده تا این اثر ماندگار به شکل‌ و شیوه‌های مختلف بازآفرینی و در قالب‌های نویی به مخاطب عرضه شوند. کتاب «شازده کوچولو و پیرمرد»، اثر معصومه معدن‌کن، از جمله این آثار است که به تازگی از سوی نشر آیدین روانه کتابفروشی‌ها شده است.

معدن‌کن، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز است. او که با انتشار آثاری چون «بزم دیرینه عروس» و «جام عروس خاوری» نامش را در زمره خاقانی‌شناسان ثبت کرده، این‌بار در اثر جدید خود فضای متفاوتی را تجربه کرده است.

«شازده کوچولو و پیرمرد» با اقتباس از اثر اگزوپری خلق شده و در آن، دغدغه‌های انسانی و اخلاقی استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز با زبانی نمادین، بازگو شده است.

نشر آیدین کتاب حاضر را در 95 صفحه به قیمت 28 هزار تومان روانه کتابفروشی‌ها کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...