مجموعه سه جلدی «آبنبات» نوشته مهرداد صدقی با طراحی جلد جدید احسان حسینی توسط انتشارات سوره مهر منتشر و راهی بازار نشر شد.

آبنبات هل‌دار»، «آبنبات دارچینی» و «آبنبات نارگیلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «آبنبات هل‌دار»، «آبنبات دارچینی» و «آبنبات نارگیلی» مجموعه رمان طنز نوشته مهرداد صدقی هستند که طی چندسال گذشته جزء آثار محبوب سوره مهر بوده‌اند. این سه رمان طنز که تجدید چاپ هر کدام دو رقمی شده، در حال حاضر برای اولین بار بعد از انتشار، با طرح جلدی جدید و جذاب تولید و منتشر شده‌اند.

مجموعه آبنبات‌ها روایتی از زندگی یک خانواده بجنوردی با شخصیت محوری محسن فرزند این خانواده است. محسن مصداق بارز یک کودک دهه شصتی است که در امتداد این سه‌گانه رشد می‌کند و هرآنچه از یک کودک و نوجوان دهه شصتی به ذهن‌تان خطور می‌کند در وجود او نهفته است. صدقی در این مجموعه، نگاهی به جزییات زندگی مردم در دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد داشته بر این اساس سعی شده طرح جلدهای جدید متناسب با فضای کتاب و عناصر داستان طراحی شود تا تصویرسازی خوانندگان از بستر زمانی که داستان در آن شکل گرفته، آسان‌تر و ملموس‌تر باشد.

به گفته مهرداد صدقی به زودی کتاب آبنبات با طعمی جدید منتشر می‌شود.

در حال حاضر کتاب «آبنبات هل‌دار» به چاپ چهل و یکم، «آبنبات دارچینی» به چاپ بیست و دوم و «آبنبات نارگیلی» به چاپ نوزدهم رسیده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...