نخستین رمان «لیلا باقری» با عنوان «پیراهنی بر آب» روانه بازار کتاب شد.

لیلا باقری پیراهنی بر آب

به گزارش کتاب نیوز، این رمان تلاشی‌ست برای خلق فانتری ایرانی که به گفته محمد حسن شهسواری دبیر مجموعه رمان ژانر انتشارات ققنوس، با نگاه ویژه نویسنده به افسانه‌ها و باورهای بومی میسر شده است.

در این رمان با شهری زیرزمینی، آئین‌های فتوت مشاغل، عروسی قنات و موجوداتی خیالی و باستانی در باور ایرانیان همچون شهباز، موسیقار، هوبره آتشین بال، درخت تیغال و… روبروییم که ما را به درون تخیل ناب ایرانی می‌برد.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم:
مامان هنوز خواب است. می‌رود باغ قوزی. پای ديوار حياط جنازه كولر آبی پله‌ای شده برای بالا رفتن از ديوار. می‌پرد داخل باغ. آفتاب كه داغی‌اش مانند تيغی تيز به آدم می‌خورد، رفته پشت ساختمان بلندی كه آزاد در آن زندگی می‌كند. خورشيد داغی را برده اما گرما را، مثل پدری خشن كه قبل از رفتن كمربندش را روی جارختی آويزان می‌كند، جا گذاشته تا كسی يادش نرود فردا دوباره برمی‌گردد...

رمان «پیراهنی بر آب» را نشر هیلا(گروه انتشاراتی ققنوس) در ۲۷۹ صفحه با قیمت ۲۵۰۰۰ تومان منتشر کرده است.

دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...