چاپ پنجم رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم» با موضوع روایت سال‌های پُر فراز و نشیب زندگی مردم ایران در دهه ۶۰ و ۷۰ از سوی نشر البرز به بازار عرضه شد.

هیچ وقت نامزد نبودیم رضا استادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این رمان اولین نوشته رضا استادی است که چاپ اول آن در پاییز سال ۱۳۸۰ به بازار عرضه شد و در سال‌های گذشته علاوه بر تجدید چاپ نسخه‌های کاغذی آن، نسخه‌های الکترونیکی آن نیز در اپلیکیشن‌‌های مختلف عرضه شده است.

داستان این کتاب در دهه‌های 60 و 70 اتفاق می‌افتد. شرایط اجتماعی و سیاسی ایران در دوران انقلاب و به‌طور خاص در سال‌های ابتدایی، در بستری خانوادگی و عاشقانه به تصویر کشیده شده است. شخصیت اصلی این رمان روزنامه‌نگاری به نام ستاره میرافشار است که پس از انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها وارد حرفه روزنامه‌نگاری می‌شود و همین مساله امکانی را برای او فراهم می‌آورد تا رخدادهای این دهه پُر فراز و نشیب را به تصویر بکشد. رخدادهایی همچون: جنگ و تاثیر آن بر شهرها، کشتار حجاج ایرانی در مکه، سیل تجریش، قبولی قطعنامه، فوت امام خمینی (ره) و دیگر وقایع مهم و سرنوشت‌ساز دهه شصت و اوایل دهه هفتاد.

«بدون تو غیرممکن بود»، «حمام تُرکی»، «خونه خالی» و «لاگ‌جری» دیگر آثار این نویسنده است. استادی هم اکنون در حال نگارش رمانی با موضوع جنگ ایران و عراق است که در این کتاب با فلاش‌بک به گذشته برخی شخصیت‌‌های «هیچ وقت نامزد نبودیم» نیز حضور دارند.

چاپ پنجم رمان «هیچ وقت نامزد نبودیم»، اثر رضا استادی در 700 صفحه و به‌بهای 145 هزار تومان از سوی انتشارات البرز راهی کتاب‌فروشی‌ها شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...