«نیوتن زیر درخت گردو» اثر لیلا صبوحی توسط نشر نیماژ منتشر شد.

نیوتن زیر درخت گردو لیلا صبوحی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «نیوتن زیر درخت گردو» روایت فراق خواهرانی دوقلو است که جانشان به هم وابسته بوده است. یکی از آن‌ها درگذشته است و دیگری لابه‌لای یادداشت‌های باقی‌مانده از او در پی کشف راز زندگی اوست. راز یک عشق. صنم می‌خواهد بفهمد خواهر درگذشته‌اش صبا عاشق چه کسی بوده است. این خط روایی محملی می‌شود برای ثبت دقیق و جذاب تجربه‌ زیست دانشجوییِ دخترانه در ایران امروز.

لیلا صبوحی که پیش‌تر در رمان‌ها و داستان‌های کوتاهش نشان داده بود قصه‌گوی توانایی است و مایل است که ساختارهایی بدیع و جذاب برای ارائه‌ بهتر قصه‌اش به مخاطب پیدا کند، در رمان جدیدش نسبیت موقعیت دو خواهر به هم وابسته را با بهره‌گیری از قوانین فیزیکی ساختارمند کرده است. این کتاب به‌نوعی در راستای دو رمان قبلی صبوحی محسوب می‌شوند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:
«عادل می‌گفت درخت گردو نگهبان دارد. اگر کسی شب زیر درخت گردو بخوابد، نگهبان درخت آزارش می‌دهد و حتی ممکن است خفه‌اش کند.»

کتاب «نیوتن زیر درخت گردو» در 296 صفحه و قیمت 59 هزار تومان در دسترس عموم علاقه‌مندان کتاب قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...