روایتی از زندگی، استحاله، خاطرات و چند چیز دیگر | اعتماد


«تقدیم به همنسلانم: متولدان دهه شصت و اواخر دهه پنجاه خورشیدی» این نوشته تقدیمی از طرف ضحی کاظمی است که تا کتاب را باز می‌کنید بعد از شناسنامه کتاب به چشمتان می‌خورد. نویسنده‌ای که چندین رمان در بازار کتاب از او موجود است و نکته جالب و دوست‌داشتنی در مورد او این است که هشت سال به عنوان مهندس ناظر در کارخانه‌های مختلف فعالیت داشته اما سرانجام دست از کار می‌کشد و به قول خودش «در یک مقطع تامل کردم که به چه حوزه‌ای علاقه دارم. حوزه ادبیات یا حوزه مهندسی؟ پس از آن به این نتیجه رسیدم که به ادبیات و جهان رنگارنگ آن علاقه بیشتری دارم و اولویت نخست من در زندگی ادبیات است.» همین نوشته تقدیمی نویسنده در ابتدای کتاب کافی است تا شما مجاب شوید که حتما با داستانی عجیب روبه‌رو هستید و اینگونه هم می‌شود.

ضحی کاظمی کاج زدگی

رمان «کاج زدگی» برای مخاطب فضایی متفاوت و تازه دارد. وقتی مشغول خواندن آن می‌شوید همچون کریستُف کلُمب که اتفاقی قاره‌ای را کشف کرد، شما هم در نقش آن ظاهر می‌شوید و سعی می‌کنید جزییات این داستان را کشف کنید. نثر ضحی کاظمی در این رمان خسته‌کننده نیست و می‌توانید به راحتی ساعت‌ها مشغول خواندن آن شوید. رمان با یک حادثه آغاز می‌شود و بعد نویسنده شما را درگیر گذشته و اتفاقاتی که افتاده، می‌کند. داستان در مورد کشوری است که در برهه‌ای منابع سوخت فسیلی در جهان تمام شده و همه کشورها دنبال راه‌حلی برای جایگزین کردن مبنای مبادلات تجاری و اقتصادی خود هستند. اما کشوری که در رمان «کاج‌زدگی» در مورد آن صحبت می‌شود و شما با گروهی از آدم‌های آن مشغول زندگی می‌شوید، مجبور به سرمایه‌گذاری در حوزه‌های جدید تکنولوژی می‌شود تا بتواند اقتصادش را سرپا نگه دارد. به مرور زمان این کشور مهم‌ترین صادر‌کننده دارو و تکنولوژی ژنتیک در جهان می‌شود. اما پیشرفت‌های این کشور در تولید و صادرات مواد شیمیایی، سم، کود و... باعث ایجاد دشمنی و رقابت با کشورهای دیگر می‌شود و همین آغازی برای شروع جنگی مخرب است.

خواننده اگر در زمان جنگ یا بعد از آن زندگی کرده باشد، بخش‌های زیادی از این کتاب را به خوبی درک می‌کند. کاظمی که متولد 1361 در تهران است به خوبی شرایط بعد از جنگ را توصیف کرده است: «مهم‌ترین زیرساختی که باید جبران می‌کرد، نیروی انسانی بود. برای همین بعد از جنگ، همه فشار روی ما بود. روی نسل ما. کودکی سختی داشتیم. همه همنسلان من. خانواده‌های پرفرزند که بیش از یک سوم‌شان بی‌پدر بودند. خانه‌های کوچک، کمبود امکانات از همه نوع، مواد‌غذایی، مواد شوینده، آموزش، بازی، آب‌و‌هوای تمیز و غیره». اما این دلیل نمی‌شود که فقط افرادی که در دوران جنگ یا بعد از آن زندگی کرده‌اند این رمان را درک کنند، بلکه دیگران هم می‌توانند با قصه پرکشش رمان «کاج‌زدگی» ارتباط برقرار کنند و البته برخی از مسائل مطرح شده در کتاب صرفا در مورد شرایط اواخر دهه 50 یا 60 نیست بلکه برای امروز هم صدق می‌کند که البته کم و زیاد دارد. مثلا کاظمی می‌نویسد: «صف جزو لاینفک زندگی ما بود. همه جا صف بود. برای سوار اتوبوس شدن، وارد شدن به مدرسه، به کلاس، بعد صف‌های طولانی وارد شدن به امتحانات ورودی دبیرستان. صف‌های ورودی امتحان دانشگاه و... »

ویژگی دیگری که باعث می‌شود نسل بعد از دهه 60 از رمان لذت ببرد، ژانر علمی- تخیلی کتاب است. درست است که مسائل مطرح شده در کتاب ممکن است برای خواننده متولد دهه 60 تلخ باشد اما اگر نسل‌های بعد سراغ این رمان بروند، می‌توانند جذب ژانر آن شوند و اتفاقا تاحدودی با فضای اواخر دهه 50 و 60 کشور آشنا شوند. این ژانر یکی از ویژگی‌های اصلی رمان «کاج‌زدگی» است اما متاسفانه از آنجایی که این ژانر در کشور ما فقط مختص به کودکان و نوجوانان شناخته می‌شود شاید خیلی آنطور که باید و شاید از آن استقبال نشده است ولی ضحی کاظمی با نثر و جسارتی که در این رمان به خرج داده، ثابت کرده این ژانر می‌تواند همه گروه‌های سنی را تحت پوشش قرار دهد. همچنین ویژگی دیگر این ژانر این است که می‌توان با بهره‌گیری از آن دست به نقد موضوعات مختلف زد و با به وجود آوردن فضایی تخیلی، نقدها نسبت به فضای موجود را در آن مطرح کرد و ضحی کاظمی با ظرافت و دقت لازم این کار را انجام داده است و به ذهنیت حاکم و موجود بر جامعه خودمان وارد شده است.

اما رمان را که بخوانید رفته رفته جذاب‌تر می‌شود و هر بار نویسنده از نگاه یکی از شخصیت‌های رمان شرایط قدیم و حال را برای خواننده بازگو می‌کند. بعد از آن دوران سخت و تحمل شرایط جنگ و بعد از آن، سیستم حکومتی که در رمان اسم آن «دما» است، وارد داستان می‌شود و قدرت را در دست می‌گیرد و به بیان نویسنده سیستمی کشور را در دست می‌گیرد که اکثر جوانان جامعه همراه و حامی‌اش بودند، آن هم در شرایطی که آنها امیدی به آینده نداشتند و به قول ضحی کاظمی «هیچ چراغی در راهرو بدبختی‌های ما روشن نبود». اما یکباره شرایط تغییر می‌کند و همه به آینده امیدوار می‌شوند. در سیستم حکومتی جدید اسامی افراد باید تغییر کند و اسم افراد از روی نام درختان، حیوانات و... انتخاب می‌شود. وضع تولید مثل، خانه‌دار شدن، انتخاب شغل، تحصیل و... سیستم حکومتی جدید متفاوت است و همه اینها را «دما» برای افراد کشور انتخاب می‌کند. ماهور، سرو، باران، مهتاب، سایه، خورشید، ساحل، سپهر، صدف، پروانه، نهال شخصیت‌های اصلی رمان «کاج‌زدگی» هستند. قصه این رمان آنقدر جذاب هست که آن را در لیست خرید کتاب‌های‌تان قرار دهید تا سرگذشت آدم‌های این کتاب را بخوانید که با به وجود آمدن سیستم جدید حکومتی چه اتفاقاتی برای‌شان می‌افتد.

این رمان در 175 صفحه و قیمت 14000 تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...