تحول‌خواهی در سنتِ اصفهان | سازندگی


اصفهان یکی از قطب‌های مهم شعر و داستان‌نویسی معاصر ایران است و خواندن گوشه‌هایی از تاریخ دوره‌ای که به شکل‌گرفتن جُنگ ادبی اصفهان و مکتب اصفهان انجامید و از پسِ آن، آثار مهمی در حوزه شعر و داستان و ترجمه منتشر شد، برای هر خواننده‌ای علاقه‌مند به ادبیات جذاب است؛ چون این بخش از تاریخ، بخش مهمی از تاریخ ادبیات معاصر ایران است. کتاب «قهرمانان تنهایی در یک شهر» (درنگی در تجربه، اندیشه و زیستِ جُنگ ادبی اصفهان) مجموعه‌ای از روایت‌ها و جستارها و گفت‌وگوهایی است که حامد قصری آن را تهیه و تدوین کرده تا تصویری دقیق و روشن از این دوره به نسل‌های بعد بدهد.

قهرمانان تنهایی در یک شهر حامد قصری

«جُنگ ادبی اصفهان» جریانی فرهنگی تحت انگاره جُنگ از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۶۰ در اصفهان اتفاق می‌افتد. به‌تعبیری رخدادی فرهنگی در کنکاش برای روشن‌بینی در جریانی نو و نگاهی دیگرگونه که بهرمند از ایده‌های کلان فکری برتر جهانی از دوران حاضر خود بوده است. این ایده حاصل هم‌فکری محمد حقوقی، هوشنگ گلشیری و البته ابوالحسن نجفی، محمد کلباسی، احمد گلشیری، جلیل دوستخواه، فریدون مختاریان، امیرحسین افراسیابی و دیگرانی چون احمد میرعلایی، مجید نفیسی، رضا فرخ‌فال، محمدرضا شیروانی، برهان‌الدین حسینی، یونس تراکمه و چند نفر دیگر شکل می‌گیرد. جریانی دگراندیش و پیشرو به سبب انطباق فرهنگ و اندیشه با شهر و شهروندان متمدن و در شرف تجربه مدرنیته و در جریانات مدرنیزاسیون ایرانی؛ برای پرسش و پاسخ‌هایی که افراد فعال فرهنگی در کشمکش با آنها هستند. مثلا مقاله‌های ابوالحسن نجفی درباره «هستی و نیستی» یا داستان‌های هوشنگ گلشیری که شخصیت‌های داستان در فضای شهری شهروندانی دچار بحران و بیگانگی و ... هستند.

حامد قصری نویسنده کتاب در مقدمه از منِ فردیِ آن من که او فراتر هر مساله سیاسی و حزبی و فراتر از مساله ایدئولوژیک است، اشاره می‌کند. منِ من که در تفکر انتقادی مدرن از رساله راه و روش کاربرد عقل رنه دکارت در قرن شانزدهم توسط ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی در مفهوم آن بازنگری می‌شود و در امتداد آن مباحثی شکل می‌گیرد تا هستی و من و جهان که در برابر من یا من هستنده آنم. همچون اکثر روشنفکران جدی آن دوران در اروپا چون نگرش اگزیستانسیالیسم سارتر در آن روزگار که ابوالحسن نجفی و مصطفی رحیمی دلبسته یا به تعبیری درگیر فلسفه و نگرش آن بودند مثل بسیاری دیگر به‌عنوان نمونه از نویسندگان ادبیات معاصر ما از صادق هدایت گرفته تا جلال آل احمد و دیگران. من ِ فردی و هستی و نیستی مرجعی برای بحث‌وجدل پیرامون فردیت انسان بالاخص شهروند جامعه مدرن، منِ مستقل و اجازه و انتخاب و اختیار برای آزادی‌اش که همواره می‌کوشد. در انقلاب فرهنگی مِی 1968 فرانسه تأثیر این نگرش‌ها کاملا دیده می‌شود و به‌تبع آن تأثیرات فراوانی که به‌روی نسلی از هنرمندان تحول‌خواه نوآور و ساختارشکن بر سراسر جهان می‌گذارد.

در این کتاب به‌ درستی اشاره شده که در جُنگ ادبی اصفهان بر‌یافته‌های علمی را مقبول می‌دانند و از باورها و سنت‌ها می‌گریزند. تأمل بر عقل انتقادی - و آزادی بیان (که گویی اینها لازم و ملزوم یکدیگرند) درست در اینجاست که جُنگ یک تمرین دموکراتیک‌سازی را می‌آغازد. فرصتی برای نهادینه‌کردن دمُکراسی در میان خود اعضای جُنگ ادبی اصفهان، درست در زمانی که ادبیان سنت‌باور ما مواضعی سخت در برابر تحول‌خواهان و تجدد‌خواهی گرفته‌اند.

جُنگ فضا و بستری را مهیا می‌سازد تا برای تجربه و آزمون در راستای دموکراسی و حقوق شهروندی و پیرامون آن نظرات و دیدگاههایی بالاخص اعضای آن فضای فرهنگی شکل بگیرد و همه بدون هیچ اجحافی و به‌قول نویسنده به صورت جُنگی حق اظهار نظر دارند. در تعریف جُنگ آنچنان که در لغت‌نامه دهخدا نوشته شده اشاره به کتابی است که در آن برخی اشعار از شعرای مختلف بی‌نظم و ترتیب گردآوری شده باشد. اما وابسته‌نبودن و همواره آزادبودن برای اشاعه آزادی و آزادی بیان در جایی که همگی حق‌ نظر دارند برای رشد و پرورش و بالندگی افکار برای بالابردن سطح افکار عمومی کاری بس سترگ است که در گفت‌وگوهای بعدی اعضای جُنگ کاملا مشهود است. آزادی از سرمایه و دفتر و کارمند در استخدام مجموعه‌های این چنينی حتی فرهنگی و ادبی مانیفست جُنگ نیست. جُنگ اصفهان از همه‌ اینها آزاد است؛ پس آزاد و مستقل‌بودن تنها خصیصه نویسندگان جُنگ نیست، بلکه از ویژگی‌های خود جُنگ است.

جُنگی که تریبون نهاد و گروهی و وابستگی ایدئولوژیکی در آن دیده نمی‌شود. همواره در کوشش برای نواندیشی و نوآوری و دیدگاههای انتقادی در برابر فرهنگ و ادب سنتی است که در کتاب البته در کلیتِ کتابِ «قهرمانان تنهایی در یک شهر» می‌توانیم به آنچه بر عملکرد اعضای اولیه و متعاقب آن و رشد و بالندگی و حتی جریان‌سازشدن آنها در جاهایی دیگر به غیر از جُنگ و از تأثیر و تأثر کنش‌ها و جنبش‌های در محافل فرهنگی و فرهنگ‌سازی در ادبیات دوران معاصر ما که مُفصل در پیرامونش صحبت شده و همینطور با استناد آخرین گفته‌های و ناشنیده از برخی از اعضای اصطلاحا بازمانده جُنگ سعی در روشن‌ساختن برای مخاطبان علاقه‌مند به‌خصوص نسل امروز شده است.

در فصل «نویسندگانی که در غبار گم شدند» کودتای ۱۳۳۲ و تأثیرات منفی آن بر هنرمندان اشاره‌ای به سرکوب جریان نواندیش عقب‌نشینی اغلب روشنفکران چه از حکومت وقت و چه از اپوزیسیون خارج از کشور و چه از مردم که البته مردم به علت کمبودهای زمینه فرهنگی در بسیاری از مسائل که منجر به فریب آنها می‌شد و البته شیوه‌های جدید استعمار دولت‌ها و شرکت‌های بیگانه این چنين در پی شکست دکتر مصدق یأس و سرخوردگی و افسردگی و به سکوت و عقب‌نشینی اغلب روشنفکران منجر گردید. بنا به اشاره‌ای که از قول منوچهر بدیعی در همین کتاب می‌گوید: «بُهت و حیرت از اینکه چگونه مشتی اوباش توانستند در یک نصفه روز بنیاد نهضت استقلال‌طلبی و آزادی‌خواهی ملتی را براندازند.» ولی با همه این موانع باز هم در اواخر همین دهه جُنگ شکل می‌گیرد تا صدای تازه باشد.

و در فصل «ضرورت انتشار دفترهای جُنگ»؛ جُنگ ادبی اصفهان که در آن روزگار برای جویندگان اندک‌شمار و پراکنده‌ ادبیات پیشرو امری مغتنم بود در اساس پاسخ به ضرورتی بود که در اصفهان بالید و بزرگ شد. حقوقی هم از نخستین دیدارش با گلشیری و نحوه‌ شکل‌گیری جُنگ از نگاه خود می‌گوید: «عصرها به کافه‌قنادی پارک می‌رفتم. پاتوق روشنفکرهای توده‌ای بود و گارسُن‌های ارمنی داشت. چند‌تایی از آنها دنبال‌مان به‌ کافه پارک آمدند. یک‌ روز هم پسری به کافه پارک آمد. با لهجه‌ اصفهانی گفت: «شنیدم شما انجمن به‌هم می‌زنید.» گفتم: «شما کی هستید تو کار ما دخالت می‌کنید؟» گفت: «من گلشیری‌ام. ما هم هستیم، ما هم انجمن به‌هم می‌زنیم.» ظاهرا از این کار من خیلی خوشش آمده بود...»

و در کتاب به فصلی می‌رسیم که جُنگ آغاز به کار می‌کند: «حلقه‌ جُنگ ادبی اصفهان کم‌کم اعضای اصلی خود را پیدا می‌کند، و با اینکه گزینش از پیش‌تعیین‌شده‌ای وجود ندارد، اما آنچه از شماره‌‌های چاپ‌شده‌ جُنگ می‌توان فهمید این است که انتخاب‌های ابتدایی افراد در آغاز کار جُنگ در تأثیرگذاری آن در سال‌های آینده نقشی حیاتی دارد. برای مثال، می‌توان به هوشنگ گلشیری اشاره کرد همان‌طور که پس از جریان انجمن صائب به طور مستقیم و بی‌‌واسطه خودش از بنیان‌گذاران هسته‌ اولیهی جُنگ است.»

یکی از مهم‌ترین فصل‌های کتاب، فصلی است که در آن گفته می‌شود که جلسه‌های جُنگ به خانه‌ها کشیده می‌شود. با شرایط سختی که برای تشکیل جلسه‌های جُنگ بعد از دستگیری‌های متعدد و گسترده‌ اعضای متعلق به طیف‌های گوناگون سیاسی و فرهنگی در اصفهان پدید آمد دیگر هیچ جای امنی جز خانه‌ها برای تشکیل جلسه‌های جُنگ وجود نداشت.

امیرحسین افراسیابی می‌گوید مکان نشست‌های بچه‌های جُنگ به صورت چرخشی انتخاب می‌شد: «به صورت چرخشی هر‌بار در منزل یک نفر جلسات برگزار می‌شد. منزل دوستخواه، گلشیری، حقوقی، و من. در منزل ما، در خیابان جوب‌شا منزل مادرم بود، دو ‌سه جلسه از جُنگ برگزار شد. بعد دانشجو بودم تهران، اما باز هم به جلسات می‌آمدم و در سیدعلیخان و خاقانی و ذوب‌آهن... جلسات جُنگ در منزل من برگزار می‌شد و حتی آخرین جلسه هم در خانه‌ من برگزار شد.»

در کل، روایت‌های «قهرمانان تنهایی در یک شهر» نگاهی دارد به گفته‌ها و به‌خصوص روابط و فعالیت‌های ادبی اعضای جُنگ ادبی چه در اصفهان و چه در جاهای دیگر. و البته از مشکلاتی که دائم برای آنها مانعی بر سر راه می‌ساخت همچون ساواک که نظارت مخفی و سّری که بر اعضا داشت و محرومت‌هایی که بر آنان اعمال می کرد و همینطور تبعیدهای اجباری، ولی بااین‌همه جُنگ دست‌بردار نیست و از آن‌طرف همینطور که در جای‌جای کتاب پیداست آنان دست از آموختن هم برنمی‌دارند؛ چراکه قهرمانان تنهایی در یک شهر هستند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...