کتاب «مدرسه چیست؟»(مدارس علوم دینی در شبه‌قاره‌ی هند) [What is a madrasa?] اثر ابراهیم موسی [Ebrahim Moosa] با ترجمه آریا متین و مهشید کریمایی توسط نشر آرما منتشر شد.

کتاب «مدرسه چیست؟»(مدارس علوم دینی در شبه‌قاره‌ی هند) [What is a madrasa?] اثر ابراهیم موسی [Ebrahim Moosa]

به گزارش کتاب نیوز، «مدرسه چیست؟» دومین عنوان از مجموعه «کتاب‌های هلال» (مطالعات اجتماعی جهان اسلام) است که زیر نظر محسن‌حسام مظاهری منتشر می‌شود.

دکتر ابراهیم موسی (متولد ۱۹۵۰م) استاد کرسی اندیشه‌ی اسلامی و جوامع مسلمان دانشگاه نوتردام است و پروژه‌ی علمی او، نهاد آموزش در جوامع اسلامی است. کتاب «مدرسه چیست؟» یکی از مشهورترین و مهم‌ترین اثر اوست. این کتاب، درباره‌ی نقش مدرسه‌های علوم دینی در شبه‌قاره‌ی هند و پاکستان (با تمرکز بر نهادهای اهل سنت) در تجربیات فرهنگی، فکری و مذهبی مسلمانان حال حاضر و گذشته است. این کتاب در عین حال که به واقعیت‌های ژئوپولتیک امروز توجه می‌کند، خواننده را نیز به داخل دیوارهای مدرسه می‌برد.

کتاب «مدرسه چیست؟» داستان افرادی را روایت می‌کند که با یک سنت فکری کلاسیک از جهان اسلام پیوند دارند. به‌عبارت‌دیگر، این کتاب در مورد روایات متعدد رستگاری در سنت دین‌داری مدرسه و شرحی ست بر اینکه چرا طلبه‌ها متون قرون میانه را مطالعه می‌کنند و اینکه چگونه مدرسه‌ها زندگی دینی جوامع مسلمان را تقویت می‌کنند.

کتاب «مدرسه چیست؟» در ۳۳۶ صفحه و با قیمت ۲۸۰ هزار تومان توسط نشر آرما منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...