کتاب «گفتگویی درباره خیر و شر» [Dialogue on good, evil, and the existence of God] نوشته جان پِری [John Perry] با ترجمه محدثه واضحی‌فرد توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

گفتگویی درباره خیر و شر» [Dialogue on good, evil, and the existence of God] نوشته جان پِری [John Perry]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «گفتگویی درباره خیر و شر» نوشته جان پِری به‌تازگی با ترجمه محدثه واضحی‌فرد توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شده است. نسخه انگلیسی و اصلی این‌کتاب سال ۱۹۹۹ با عنوان گفتگویی درباره خدا، شیطان و وجود خدا منتشر شده است.

جان پری نویسنده این‌کتاب، استاد بازنشسته دانشگاه استنفورد، متولد ۱۹۴۳ است و مقالات و کتاب‌های مهمی در زمینه فلسفه زبان و هویت شخصی در کارنامه دارد. او در این‌کتاب گفتگویی را بین سه‌شخصیت خیالی ترتیب داده که درباره خیر و شر بحث می‌کنند. از این‌کتاب، سال گذشته ترجمه دیگری عرضه شد که به قلم زهره قلی‌پور انجام و با عنوان «یک گفتگوی سه‌نفره درباره خیر و شر و وجود خدا» توسط انتشارات خوب به بازار نشر عرضه شد.

«محاوره‌ای در هویت شخصی و جاودانگی»‌ دیگر کتابی است که نشر مرکز با ترجمه کاوه لاجوردی از این‌نویسنده منتشر کرده است. اما در «گفتگویی درباره خیر و شر» که نویسنده آن را به هیئت علمی و دانشجویان کالج دوئن تقدیم کرده، سه‌شخصیت خیالی جان پری، یادداشت‌هایی دارند که لابه‌لای صفحات «اعترافات» سنت آگوستین و «جستاری در خصوص فاهمه بشر» جان لاک به جا گذاشته‌اند و درباره همان‌ها با هم بحث می‌کنند.

جان پری سه‌شخصیت این‌کتاب را این‌گونه معرفی می‌کند: گرچن وایروب، سم میلر و دیو کوئن برساخته ذهن من هستند. آن‌ها در تصور من زندگی‌ای فراتر از این گفتگوها دارند، و همین باعث شد که روی کاغذ بیایند.

کتاب پیش‌رو، به‌جز مقدمه، یادداشت‌ها و بخش «برای مطالعه بیشتر»، ۴ بخش اصلی دارد که به این‌ترتیب‌اند: صبح روز اول، بعدازظهر روز اول،‌ صبح روز دوم، بعدازظهر روز دوم.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

وایروب: من همیشه فکر می‌کردم این مشکلی درست‌وحسابی برای خداباوران است. اما گویا تو فکر می‌کنی مشکلی ایجاد نمی‌کند.

کوئن: نه، من این‌گونه فکر نمی‌کنم. وقتی می‌گوییم خدا همه‌توان است، منظورمان این است که خدا می‌تواند هر کار یا عملِ قابل‌فهمی را انجام دهد. منظورمان این نیست که خدا می‌تواند چیزی بسازد که هم دایره و هم مربع باشد، یا جمع دو و دو را پنج کند، یا هر چیزی شبیه این‌ها. اما «خلق سنگی که خدا نتواند بلند کند» به خودی خود کاری غیرممکن و ناسازگار است، اگر که خدا ضرورتا همه‌توان باشد. بی‌معنی است که بگوییم کسی چنین کاری انجام دهد. در نتیجه بی‌معنی است که بگوییم خدا چنین کاری انجام دهد. در واقع این اصلا کار نیست.

وایروب: خب، تقریبا قانع‌کننده است. چه ربطی به مسئله خدا و اراده آزاد دارد؟

این‌کتاب با ۷۸ صفحه، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

از جان پری قبلا کتاب «یک گفت و گوی سه‌نفره درباره‌ ضمیر خودآگاه» با ترجمه زهره قلی‌پور توسط انتشارات خوب منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...