کتاب «پدیدار شناسی روح» [Phanomenologie des Geistes] اثر گئورگ ویلهلم فریدریش هگل [Georg Wilhelm Friedrich Hegel] منتشر شد.

پدیدار شناسی روح» [Phanomenologie des Geistes] اثر گئورگ ویلهلم فریدریش هگل [Georg Wilhelm Friedrich Hegel

به گزارش کتاب نیوز، «پدیدار شناسی روح» نوشته هگل با ترجمه سیدمسعود حسینی و محمدمهدی اردبیلی توسط نشر نی منتشر و روانه بازار کتاب شد.

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، فیلسوف بزرگ آلمانی و یکی از بنیان گذاران مکتب ایده‌آلیسم آلمانی بود هگل ملزومات ایده‌آلیسم مطلق را ایجاد کرد. تاریخ‌گرایی و ایده‌آلیسم او انقلاب عظیمی در فلسفه‌ی اروپا به وجود آورد و سنگ بنای مارکسیسم و فلسفه قاره‌ای شد.

نشر نی در معرفی این کتاب آورده است:

پدیدارشناسیِ روح دانشِ پدیدارشونده را عرضه می‌کند و می‌بایست جایگزینِ تبیین‌های روان‌شناسانه یا همچنین مباحث انتزاعی‌تر درباره‌ی بنیان‌گذاریِ دانش شود. این اثر تمهید برای علم را از نظرگاهی موردِ ملاحظه قرار می‌دهد که به‌وسیله‌ی آنْ این تمهیدْ نوعی فلسفه‌ی تازه، جالبِ توجه و نخستین علمِ فلسفه است. این اثر قالب‌های مختلفِ روح را در مقام منزلگاه‌های یک راه دربرمی‌گیرد، راهی که از طریقِ آنْ این روح به دانشِ محض یا روحِ مطلق بدل می‌شود. از این رو، در بخش‌بندی‌های اصلیِ این علم، بخش‌هایی که دوباره به چندین بخش تقسیم می‌شوند، آگاهی، خودآگاهی، عقلِ مشاهده‌گر و کنش‌گر، خودِ روح، به‌منزله‌ی روحِ اخلاقی عرفی، فرهیخته و اخلاقی، و نهایتاً به‌منزله‌ی روحِ دینی در صورِ مختلف‌اش، موردِ ملاحظه قرار می‌گیرند. غنای نمودهای روح، غنایی که در نظرِ اول آشوبناک به نظر می‌رسد، در این اثر به قالبِ نظمی علمی درمی‌آید که این نمودها را بر حسبِ ضرورت‌شان نمایش می‌دهد. امورِ ناکامل خود را در این نظمِ علمی منحل می‌کنند و به امورِ والاتری برمی‌گذرند که حقیقتِ قریب‌شان‌اند. آن‌ها حقیقتِ فرجامین‌شان را ابتدا در دین و سپس در علم، به‌مثابه‌ی نتیجه‌ی کلِ این فرایند، می‌یابند.

سید مسعود حسینی، یکی از مترجمان این اثر، متولد ۱۳۶۶ در تهران است. وی مدرس، مؤلف و مترجم حوزه‌ی فلسفه‌ی غرب است. حوزه‌های تخصصی او ایدئالیسم آلمانی و پدیدارشناسی است. از او تاکنون ترجمه‌هایی از آثار یوهان گوتلیب فیشته و فریدریش ویلهلم یوزف شلینگ، و همچنین شرح‌هایی بر فلسفه‌ی هگل، فیشته، نیچه، لایب‌نیتس، شلایرماخر، دیلتای و هایدگر به فارسی منتشر شده‌است.

«پدیدار شناسی روح» اثر گئورگ ویلهلم فریدریش هگل با ترجمه سیدمسعود حسینی و محمدمهدی اردبیلی در685 صفحه و با قیمت 140 هزار تومان، در قطع وزیری و با جلد گالینگور، توسط نشر نی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...