کتاب «درآمدی به متافزیک ابن سینا» نوشته نصرالله حکمت توسط انتشارات الهام منتشر می‌شود.

نصرالله حکمت در گفت‌وگو با فارس با اعلام این خبر گفت: در این کتاب تلاش کرده‌ام قرائت خودم را از ابن‌سینا با استناد به متون او انجام دهم.

وی با اشاره به اینکه در این بررسی همچنین آرای مستشرقان را لحاظ کرده‌ام، افزود: امروز حاصل آثار غربی‌ها درباره بو‌علی همین است که ما از ابن‌سینا می‌شناسیم و متاسفانه آنچه از چهره ابن‌سینا
ترسیم شده، در واقع حاصل کار مستشرقان است.

این استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه کتاب «درآمدی به متافزیک ابن سینا» در پنج فصل تدوین شده که فصل اول آن به مسئله فارابی می‌پردازد، تصریح کرد: چون معتقدم
ابن‌سینا به شدت تحت تاثیر فارابی بوده و دغدغه ابن‌سینا همان چیزی است که در فارابی وجود داشته، بنابراین باید مسئله فارابی را در عمر 80 ساله مخصوصا 40 ساله عمرش در بغداد به دقت بررسی کنیم، تا بفهمیم ابن‌سینا دنبال پیگیری چه بحثی بوده است.

حکمت با اشاره به اینکه فصل دوم این کتاب به وجودشناسی ابن‌سینا
می‌پردازد، گفت: در این بخش دو مسئله اصلی وجودشناسی از منظر بوعلی از جمله تمایز وجود از ماهیت و بروز وجود در ماهیت مورد بررسی قرار گرفته است.

وی اظهار داشت: فصل سوم با عنوان معرفت‌شناسی
ابن‌سیناست که نکات مهم از نظر بوعلی درباره معرفت آمده است.
نویسنده کتاب زندگی و اندیشه حکیم ابونصر
فارابی خاطرنشان کرد: فصل چهارم کتاب «درآمدی به متافزیک ابن سینا» به عرفان ابن‌سینا پرداخته و اینکه چگونه بوعلی در آثار پایانی خود که برجسته‌ترین آن «اشارات و تلمیحات» است، در واقع سه فصل را به مباحث عرفانی اختصاص می‌دهم و به طور کلی در این فصل، طرح عرفان در ابن‌سینا مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.

حکمت ادامه داد: فصل آخر این کتاب به مقایسه ساختار دو کتاب عمده
ابن‌سینا یعنی «شفا» و «اشارات و تلمیحات» می‌پردازد و با یک مطالعه تطبیقی نشان می‌دهد بوعلی با نوشتن این دو کتاب یک تحول را در واقع تجربه کرده و اندیشه‌اش درباره مابعدالطبیعه‌ای که اعتقاد داشته، تغییر می‌کند.

وی اظهار داشت: بخش عمده فصل پنجم کتاب «درآمدی به متافزیک ابن سینا» به بررسی آنچه که ابن‌سینا در شفا مطرح کرده در اشارات و تلمیحات تغییر بسیار کامل و محسوسی داشته است، می‌پردازد.

حکمت در پایان خاطرنشان کرد: مراحل پایانی تدوین این کتاب انجام شده و به زودی توسط انتشارات الهام منتشر خواهد شد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...