کتاب «مدیریت روابط دختر و پسر» به قلم محمد سبحانی نیا به همت مؤسسه بوستان کتاب دفتر تبلیغات اسلامی منتشر گردید.

مدیریت روابط دختر و پسر محمد سبحانی نیا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «مدیریت روابط دختر و پسر» با ترجمه محمد سبحانی نیا در ۲۰۰ صفحه و به قیمت ۳۵ هزار تومان و در قطع رقعی با شمارگان ۵۰۰ نسخه به همت مؤسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی) منتشر و روانه بازار نشر شد.

با توجه به وضعیت موجود که دامنه ارتباطات انسانی گسترش یافته و برقراری ارتباط و اختلاط دختر و پسر در محیط‌های اجتماعی اجتناب ناپذیر شده است، باید به فکر چگونگی ارتباط و مدیریت آن بود؛ نگاه افراطی و تفریطی نمی‌تواند پدیده روابط دختر و پسر را سامان بخشد که نتیجه اش برخورد مبتنی بر شناخت و احترام متقابل و پاسداشت حیا و عفاف به دور از اضطراب و هیجان‌های دوره جوانی است.

این نوشتار می کوشد نسل جوان را با محدوده رابطه دختر و پسر و بایدها و نبایدها و شیوه‌های مدیریت ارتباط با جنس مخالف به ساده‌ترین شکل آشنا سازد.
کتاب «مدیریت روابط دختر و پسر» در پنج فصل تألیف و تنظیم شده است؛ در فصل اول این اثر به مفاهیم مرتبط با موضوع این کتاب مذکور پرداخته شده است که از جمله محتوای این فصل می‌توان به انواع ارتباط دختر و پسر (علمی، شغلی و حرفه ای، دوستی)، انواع برخوردهای اجتماعی بین دختر و پسر، پیامد افزایش روابط دختر و پسر) اشاره کرد.

نویسنده فصل دوم این اثر را به دلایل گرایش به جنس مخالف اختصاص داده است که برخی از آنها عبارتند از: وارد شدن به سنین نوجوانی، گسترش فضای مجازی، فشار همسالان، انگیزه جنسی، وعده ازدواج، کسب شناخت برای ازدواج، اشتباهات والدین، کسب آرامش، تسهیل روابط دختر و پسر.

سومین فصل از این اثر، به راه‌های برقراری ارتباط دختر و پسر اشاره کرده که این راه‌ها اعم از ارتباط‌های کلامی، نگاهی، بدنی و دنیای مجازی هستند؛ در این فصل موارد جواز نگاه مرد به زن مطرح شده است.

در فصل چهارم، روابط دختر و پسر از نگاه اسلام (قرآن و روایات) مورد بررسی قرار گرفته است؛ این فصل، به گفت و گوی مردم با حضرت مریم (س)، گفت و گوی زنان با پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) و امام صادق (ع)، گفت و گوی سلمان با حضرت فاطمه (س)، گفت و گوی حضرت سلیمان (ع) با ملکه سبا و… می‌پردازد.

در این فصل، روایات دالّ بر منع گفت و گوی زن و مرد نامحرم مورد بررسی قرار گرفته است. نویسنده در پایان فصل چهارم، به جمع بندی روایات نسبت به روابط دوستانه با جنس مخالف اشاره دارد که از جمله آنها می‌توان به توجه به خطرات ناشی از تکلم مردان با زنان، پرهیز از عشوه در سخن گفتن با مرد نامحرم، لزوم بسنده کردن به مقدار ضرورت در ارتباط گفتاری زن و… پرداخت.

در پنجمین و آخرین فصل از کتاب «مدیریت روابط دختر و پسر» تحلیل واژه عفاف، عفاف در قرآن و سنت، قلمرو عفت (در اندیشه، گفتار، رفتار،)، ره آورد عفت (آرامش روحی، سلامت جسمانی و سلامت اخلاقی و نسل، پایداری جمال و خانواده، امنیت اجتماعی و پاک نامی)، عوامل عفت پیشگی (درونی و بیرونی) و آسیب شناسی عفاف (چشم چرانی، فکر ناسالم، بی کاری، سخن گفتن با نامحرم، خلوت با نامحرم و…) مطرح می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...