کتاب «نقشه فقط بخشی از داستان است» [A map is only one story] با ویرایش نیکول چانگ [Nicole Chung] و منسا دماری و ترجمه محمود قلی‌پور توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

نقشه فقط بخشی از داستان است [A map is only one story]  نیکول چانگ [Nicole Chung]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «نقشه فقط بخشی از داستان است؛ نوزده جستار درباره مهاجرت، خانواده و مفهوم خانه» با ویرایش نیکول چانگ و منسا دماری، به‌تازگی با ترجمه محمود قلی‌پور توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این‌ کتاب نوشته‌های ۱۹ نویسنده مهاجر را از کشورهای مختلف جهان را در بر می‌گیرد که در آن‌ها درباره مفاهیم خانه، خانواده و مهاجرت نوشته‌اند. این‌نوشته‌ها پیش از چاپ در قالب کتاب، به‌سفارش نشریه «کتپلت» نوشته و در آن منتشر شدند. سپس نیکول چانگ و منسا دماری که از گردانندگان کتپلت هستند، آن‌ها را ویرایش و در قالب کتاب منتشر کردند.

نویسندگان مقالات این‌کتاب عبارت‌اند از: ویکتوریا بلانکو (مکزیک)، جمیله عثمان (سومالی)، دیپتی کاپور (هند)، کنچی اوزور (نیجریه)، لوران الوان (سوریه)، استف ونگ کن (امریکا)، سینله بارنس (فیلیپین)، نور نسرین ابراهیم (پاکستان)، کریستال ای. سیتال (ترینیداد و توباگو)، شارن تیلور (جامائیکا)، سورایا ممبرنو (نیکاراگوئه)، نینا لی کومس (ژاپن)، کامنا موداگونی (هند)، نادیا اوئوسو (تانزانیا)، جنیفر اس. چنگ (چین)، نینا پولاری (فنلاند)، ناتالیا سیلوستر (پرو)، بیکس گابریل (هند) و پروچیستا خاکپور (ایران).

این‌کتاب با ۲۰۸ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...