کتاب " شهود عاشقانه " در بردارنده مجموعه مقالات چهارده استاد اسپانیایی و ایرانی با موضوع ابن عربی ، عارف و فیلسوف بزرگ اسلامی به اهتمام دکتر محمود اسعدی منتشر شد .

به گزارش مهر ،  مقالات مذکور به زبانهای فارسی و اسپانیایی منتشر شده و نشرجهان فرهنگ چاپ آن را بر عهده داشته است . این کتاب در 280 صفحه و در قطع رقعی انتشار یافته است.

در میان متفکران اسپانیایی جایگاه عارف و متفکر بزرگ،
محی‌الدین ابن عربی بیش از دیگر دانشمندان اندلسی همچون ابن رشد، وسیع و پردامنه بوده است . اینکه چرا حضور ابن عربی در ایران تا بدین پایه پر ملکات، موثر و با نفوذ بوده ، پرسشی است که محققان و صاحب نظران عرصة اندیشه و تاریخ بایستی بدان پاسخ گویند و این مجموعه نیز تا حدودی به این مهم پرداخته است .

شاید به اشاره بتوان گفت فرهنگ ایرانی که در چنبرة عرفان و تصوف؛ اهالی اندیشه و هنر را در فلسفه و عرفان و موسیقی و ادب گرد آورده است شخصیتی چون ابن عربی را که خود ذوق و عقل و عشق را توامان در آثار و احوال خویش تجلی داده می طلبیده است .

ابن عربی با مشربی ویژه، به بررسی مسائل مختلف فلسفی و عرفانی پرداخته است تا بدان حد که او را پایه گذار عرفان نظری دانسته اند. بیش از دویست اثر ابن عربی اکنون در کتابخانه های بزرگ دنیا موجود است، و ده ها کتاب، رساله یا دست نوشته او مفقود یا نابود شده است، با این وصف می توان گفت که ابن عربی از جمله پرکارترین نویسندگان و محققان تاریخ اسلام بوده است.
اندیشه های ابن عربی نه فقط در هشت قرن پیش بلکه در جهان امروز نیز قابل درک و بهره برداری است ، شخصیت و گستره نفوذ محی الدین
ابن عربی و آوازة او در جهان اسلام فرصتی را می طلبید تا دانشمندان و بزرگان عرصة عرفان و اندیشه در یک گردهمایی آثار این شخصیت ممتاز تمدن اسلامی را بررسی و ارزیابی کنند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...