کتاب «چشم مرا روشن کن» برگزیده‌ای از 6 دوره داستان‌نویسی برای جشنواره امام رضا(ع) توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، ساسان ناطق که مسئولیت گردآوری این اثر را برعهده داشته است درباره شکل‌گیری مجموعه داستان‌های کتاب گفت: از قریب به 220 داستان حدود 68 داستان برای گردآوری در این کتاب انتخاب شد که انتخاب داستان‌ها بر اساس شاخصه‌هایی چون ایده‌های نو با درون‌مایه قوی، پرهیز از کلی‌گویی و تنوع زاویه دید بوده است.
وی همچنین به ترکیب جنسیتی نویسندگان اشاره کرد و گفت: سعی کرده‌ام در گردآوری داستان‌ها از تمام گروه‌های سنی استفاده شود که نکته قابل اذعان حضور و استقبال چشمگیر و پررنگ نویسندگان زن بوده است.

این پژوهشگر ادبی در ادامه از عنوان کتاب سخن گفت و افزود: در باور من این‌گونه بوده که نویسندگان در همکاری با این جشنواره به نوعی به دنبال ادای دین به شخصیت حضرت ثامن الحجج بودند که احساس کردم نویسنده به نوعی خواسته است ضمن بهره برداری از شخصیت حضرت امام رضا، سیره و روش این امام بزرگوار را در قالب داستان به مخاطبان ارائه کند لذا سعی کردم این عنوان داستانی را برای کتاب برگزینم.
 
کتاب «چشم مرا روشن کن» توسط انتشارات سوره مهر در شمارگان 2500 نسخه و قطع رقعی منتشر شده است.

 

استالین آرزو داشت در نوشته‌ای ادبی جاویدان شود... کتاب را خود استالین، احتمالا با بغضی در گلو و خشمگین از شوخی تاریخ، در فهرست کتاب‌های ممنوعه گذاشت... تئاتر او درباره مولیر توقیف شده بود. جان همسرش، یلنا، در خطر بود. مدت‌ها بود نتوانسته بود چیزی بنویسد و چاپ کند و روی صحنه ببرد... عذاب وجدان می‌گیرد. دوروبرش خالی شده است. اطرافیانش یکی‌یکی به جرم خیانت ناپدید، دستگیر و یا کشته می‌شوند. ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...