کتاب «در جست‌وجوی شش هزار روز گم‌شده» اثر پروفسور محمد نقی‌زاده منتشر شد.

در جست‌وجوی شش هزار روز گم‌شده محمد نقی‌زاده

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «در جست‌وجوی شش هزار روز گم‌شده» اثر محمد نقی‌زاده روایتی از دوران رشد سریع ژاپن پس از جنگ، پیشینه‌ی تاریخی و تحولات اجتماعی ـ اقتصادی پس از آن است که توسط نشر نی منتشر شده است.

محمد نقی‌زاده استاد بازنشسته دانشگاه میجی گاکواین در ژاپن و همچنین استاد وابسته دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و مدیر گروه مطالعات ژاپن دانشکده مطالعات جهان است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

کتاب پیش رو، روایت شش هزار روز دوران رشدِ سریعِ هفتاد سالِ گذشته‌ی کشورِ ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم است؛ اگرچه گه‌گاه اشاراتی به صدوبیست سال پیش از آن هم می‌شود. ژاپن با وجود نیم‌قرن جنگ با همسایگان دور و نزدیک و فرود اولین و دومین بمب اتمی بر سر مردم آن ــ که فقط در یک شب صد هزار نفر در هیروشیما به قتل رسیدند ــ ظرف بیست‌وسه سال پس از پایان جنگ جهانی دوم به دومین اقتصاد سرمایه‌داری جهان آن روز تبدیل شد.
ژاپنِ دچار بلا از جنگ‌های پنجاه‌ساله (۱۸۹۵ تا ۱۹۴۵)، طوفان، سیل، سونامی، زلزله‌های روزانه، آتشفشان و بمب اتمی همیشه چالش‌ها را با اتکا بر خلاقیت، نه با شعار، که با عمل به فرصتِ دوچندان تبدیل کرده است، بدون آن‌که مردمش از دولت گله کنند و همه‌ی مصیبت‌ها را به گردن این و آن یا حتی بمب اتمی بیندازند.
این کتاب، در واقع، روایت تلاش انسان‌هاست برای پیشرفت و ترقی، چه در سطح رهبران و نخبگان، چه در نهاد دولت و بخش خصوصی یا نیروهای نظامی در دوران جنگ و صلح، چه در سطح مردم کوچه و بازار.

«در جست‌وجوی شش هزار روز گم‌شده» اثر محمد نقی‌زاده در 448 صفحه و قیمت 160 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...